الشيخ محمد الصادقي الطهراني
31
رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)
است كه تعهد بيشتر با تخصص كمتر ، برتر و بهتر از تخصص بيشتر با تعهد كمتر است . تقوى هم داراى دو بعدِ حقيقتنگرىِ بهتر ، و نگهبانىِ بهترِ حقيقت است ، كه « إنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً » ( سورهى انفال ، آيهى 29 ) « اگر پرهيزگار باشيد خداى تعالى براى شما تميز و تشخيص و نورى قرار مىدهد كه حقيقت را بهتر دريابيد » . و چنانكه اصل علمِ بىتقوى تنها وسيلهى نگرش حقيقت است و نه نگهبانى از آن ، تقواى بىعلم هم وسيلهى نگرش نسبت بهواقع و هم نگهبانى از آن است ، كه اگر هم در نگرشِ واقع كوتاهبين باشد ، چنانچه واقع را آنگونه كه بايد نيافته باشد ، در پاسخ پرسشهايى پيرامون آن بهحكم تقوى مىگويد نمىدانم . سه بُعد اصلى اعلميت عبارتند از : 1 - استعداد بيشتر 2 - بهكار بردن بيشتر اين استعداد 3 - مبناى صحيحتر در كتاب و سنت . و در اتقى بودن نيز سه شرطْ اصلى است : 1 - جستوجوى بيشتر از واقع 2 - آنچه فهميده خود نيز عمل نمايد 3 - آنگونه كه فهميده و عملكرده براى ديگران بازگو كند . و چون احتمال تخلف در اين سه تعهد علمى در شخص باتقواتر كمتر از شخص عالمتر است ، بنابراين تقليد كردن از اتقى از تقليد كردن از اعلم - كه هر دوىِ آنها با علم و تقوايند - لزوماً برتر است . و در صورتى هم كه احتمال با تقوىتر ميان كسانى كه در علم و تقوى برابرند داده شود ، تقليد آنكه برتريش در تقوى احتمال بيشترى دارد - بر همين مبنا - واجب است . مسألهى 20 - چنانكه در اصل اجتهاد و تقليد پيروى از احسنالقول واجب است ، در بهدست آوردن فتواهاى مرجعى كه با اين مبنا اختيار نموده در دسترسش نيست نيز بايستى از شايستهترين ناقلان بشنود و نه از هر مسألهگويى ، و اگر رسالههايى گوناگون از مرجع تقليدش در دست است و معلوم نيست كدام جلوتر نوشته شده بايستى در صورت عدم امكان ، بهآنكه مورد اطمينان بيشترى است مراجعه كند ، و بالاخره هميشه و در همه جا « احسنالقول » پيشتاز است . مسألهى 21 - اگر احتمال عاقلانهاى بدهد كه فتواى مرجعش در مسألهاى عوض