الشيخ محمد الصادقي الطهراني

285

رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)

تخمش را كشيده و يا كوبيده‌اند و يا در اصل خلقت معيوب و يا تخمش بىتخم است ، و ديگر عنين بودن اوست ، يعنى توانايى جنسى ندارد ، و هم‌چنين بريده بودن عورت ، كه اين‌ها از عيوب مرد و موجب فسخ عقد از ناحيه زن مىباشد . زندگى با ديوانه خود ديوانگى است و سه عيب آخرين در يك عيب ناتوانى در عمل جنسى مشترك و هم‌آهنگ مىباشند كه در جمع در ازدواج امكان هم‌بسترى شرط است ، ولى شرط اوّل كلى و همگانى است مگر در ازدواجى كه فقط به‌منظور محرميت باشد و نه چيزى ديگر به‌جز عقل كه در هر صورت شرط اصلى است ! مسأله‌ى 631 - اين عيوب چهارگانه چه پيش از عقد باشند و چه پس از عقد پيش آيند موجب اختيار زن در برهم زدن عقد مىباشند ، كه اگر اين عيب‌ها پيش از عقد بوده اين عقد بدون طلاق بر هم مىخورد ، و اگر پس از عقد بوده به‌وسيله‌ى فسخ اين جدايى حاصل مىشود . و بهترين دليل بر اين حكم آيات و رواياتى است كه در اين صورت چنان زندگى را براى زن حرجى يا عسرآور دانسته به‌طورى كه هرگز قابل تحمل نيست ، و از طرفى هم قاعده‌ى « لا ضَرَرَ » اضافه بر آيه‌ى نفى حرج و عسر ادامه‌ى چنان زندگى را محكوم مىسازد . مسأله‌ى 632 - عيوب هفت‌گانه‌ى زن : ديوانگى ، خوره ، لك و پيس ، كورى ، زمين‌گيرى يا شلى ، يگانگى مجراى بول و تناسلى ، و يا دو مجراى تناسلى و غائط ، و مانع گوشتى يا استخوانى كه مانع از عمل جنسى باشد . اين عيوب نيز در زن موجب اختيار مرد در به‌هم زدن عقد است همان‌گونه كه در عيوب مرد گذشت . مسأله‌ى 633 - و نه تنها اين‌ها ، بلكه هر عيبى كه بر خلاف مبناى عقد باشد موجب اختيار فسخ يا طلاق براى طرف مقابل است ، و زن در صورت معيوب بودنى كه موجب اختيار فسخ از ناحيه مرد است استحقاق مهريه‌ى مقرره را ندارد و تنها اگر عمل جنسى با او انجام شده حق مهرالمثل براى او ثابت است و بس . و از جمله عيب‌هايى كه موجب اختيار فسخ يا طلاق است اعتيادى است زندگى