الشيخ محمد الصادقي الطهراني

22

رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)

استنباط كنند ، جز آن‌كه بر هر كس به‌اندازه‌ى توان و استعداد و امكانش اين كاوش واجب است كه اجتهاد تفصيلى و يا اجمالى داشته باشد ، گرچه بُعْد دُوُمَشْ - به‌اصطلاح - تقليد است ، ولى خود اين تقليد هم اجتهادى است اجمالى كه او را در دستيابى به‌حكم الهى مطمئن مىسازد . و از اين‌جا به‌خوبى پيداست كه نخستين مسئوليت عموم مكلفان نسبت به‌احكام خداى تعالى اين است كه در دانستن احكام شرعى خويش خودكفا باشند ، چه بىواسطه با استنباط شخصى خويش و يا باواسطه و به‌وسيله‌ى فقهايى كه با برهان مفصل آن‌ها را قانع سازند ، و چه در صورت عدم امكان اين دو ، كه در اين صورت بايد احكامشان را از دانايان متعهد بپرسند ، زيرا « اجتهاد » خود نخستين تكليف براى به‌دست آوردن چهره‌ى حقيقى تكاليف شرعيّه است و سپس احتياط و يا تقليد مشروط . مسأله‌ى 10 - آيا « اهل‌الذكر » « 1 » كه شايستگى و بايستگى اين‌گونه پرسش‌ها را دارند ، شرطى در صحت اين پرسش در اين ميان ندارند ؟ ج : آيه‌ى زمر كه بيانگر آگاهى شايسته بر حكم خدا است هر دوى اجتهاد و تقليد را براساس « احْسَنَه » مقرر كرده است ، و بر اين اساس آيه‌ى نحل هم كه تنها بيانگر راه اصيل اين آگاهى است مكلفان را به‌پيروى از « أحسنه » فرا خوانده است . و چون « عباد » در اين‌جا عموم مكلفان را دربردارد ، و نه تنها خصوص عالمان را ، براين‌مبنا ، « يَسْتَمِعُونَ القول » نظر به‌قول حَسَن دارد ، و نه هر سخنى و از هر كس و ناكسى ، زيرا شنيدن همه‌ى گفته‌هاى حق و باطل هم در حوصله‌ى عموم مردم نيست و احياناً گمراه‌كننده هم هست ؛ و تنها شرعمدارانند كه شايستگى و بايستگى دارند هر سخن حق و باطلى را بشنوند و بررسى كنند تا باطلش را نفى و بهترينش را انتخاب نمايند . و خود « أحْسَنَه » نيز - كه « بهترين » است - دليلى است ديگر براين‌كه « قولِ » مورد

--> ( 1 ) - درست است كه در اين آيه مورد خطاب كتابيانند ، ولى « اهل الذكر » به‌طريق اولى دانايان به‌كتاب و سنت اسلامى مىباشند زيرا شرائط سائل و مسئول در كل شرايع همگام و در شرع اسلامى برتر است