الشيخ محمد الصادقي الطهراني

196

رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)

مفصل كه در اين باره مىگويد : « وَ مَنْ كانَتْ أمُّه مِنْ بنى هاشمَ وَ أبُوهُ مِنْ سائِرِ قُرَيشٍ فَإنْ الصَّدقاتِ تَحِلُّ لَهُ و لَيسَ لهُ مِنَ الخمسِ شئٌ لأنَّ اللَّه يَقول ادعُوهُمْ لآباءهِمْ » « 1 » . « و اما كسى كه مادرش از بنىهاشم است و پدرش از بقيه‌ى قريش صدقات براى او حلال است ، و از خمس سهمى ندارد زيرا خداى تعالى فرموده آن‌ها را به‌پدرانشان نسبت دهيد » . ولى با توجه به‌اين‌كه « أدعوهم لآبائهم » تنها درباره‌ى پسرخواندگان است ، چنان نتيجه مىشود كه هيچ يك از ائمه عليها السلام نيز انتسابى به‌پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ندارند زيرا تنها از طريق مادرشان حضرت زهرا عليها السلام به آن حضرت مىرسند . و جاى بسى تحير و تعجب است كه جمهور فقهاى ما اصرار دارند كه اين شعر جاهلى و اين حديث جاهلى اين‌گونه بر كرسى نشانده شود كه از شرائط اصليه‌ى فرزند پيامبر و سيد و ذريه پيمبر بودن اين باشد كه از طريق پدر چنان انتسابى را داشته باشد . و اگر تنها انتساب از طرف پدر به پيامبر ميزان ذريه پيامبر بودن باشد تنها حضرت زهرا عليها السلام ذريه پيامبر است و بس ، زيرا تمامى فرزندان حضرت زهرا كه از حضرت على عليه السلام مىباشند هرگز از طرف پدر با پيامبر نسبتى ولادتى ندارند . و بالاخره از سياه‌ترين چهره‌هاى فقه ما همين است كه ذريه‌ى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و سيد بودن را در انحصار اين بدانيم كه تنها در رابطه‌ى با پدر باشد و نه مادر ، و آيا - اگر هم تنها انتساب پدرى سيادت‌آور باشد - اين تنها هاشم است كه انتساب به‌او سيادت‌آور مىباشد و نه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ؟ مگر به‌حساب اين‌كه او هم از نسل هاشم است ؟ ! در حالى كه اصولًا سيد به‌معنى آقا و بزرگوار است . چنان‌كه لغت قرآنى و غير قرآنى بر اين حقيقت گواه است . چه « سيّد » بزرگ شايسته مانند حضرت يحيى عليه السلام كه « سَيِّداً وَ حَصُوراً » ( سوره‌ى آل عمران ، آيه‌ى 39 ) است . و چه سيد ناشايسته كه « أطَعْنا سادَتَنا وَ كُبَرَآءَنا فَأضَلُّوانا السَّبيلَاْ » ( سوره‌ى احزاب ، آيه‌ى 67 ) كه آن سيد بزرگ فضيلت است و اين سيد بزرگ

--> ( 1 ) - كافى ( 1 : 540 ) و تهذيب ( 1 : 386 ) و استبصار ( 2 : 56 )