الشيخ محمد الصادقي الطهراني

185

رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)

آن‌را قضا كند . و هم‌چنين نقل خبر مشكوك از مصدر وحى هرگز مانند افترا بر خدا و رسول نيست و روى اين اصل دليلى هم بر اين‌كه روزه را باطل كند نداريم . مواردى كه قضاى روزه واجب است مسأله‌ى 430 - در تمامى موارد عذر - به‌جز در صورتى كه روزه همواره طاقت‌فرسا بوده و آن‌را نگرفته و هم چنان طاقت‌فرسائيش ادامه دارد - بايد قضاى روزه‌هايش را بگيرد ، و اين‌جا نظر به‌طاقت‌فرسايى اصلى است ، و نه احيانى كه در اثر شير دادن به‌بچه و يا نقاهت بيمارى گذشته و مانند اين‌ها بوجود مىآيد ، كه در اين‌گونه طاقت‌فرسايىهاى غير اصلى - و نه مستمر - مىبايست قضاى روزها را پس از رفع اين عذرها بگيرد . « 1 » و چنان‌كه قضاى نماز كسى پس از مرگش بر كسى ديگر واجب نيست ، قضاى روزه هم‌چنان است چنان‌كه آياتى مانند « و ان ليس للانسان الا ما سعى » ( سوره‌ى نجم ، آيه‌ى 39 ) بر اين حقيقت گواه است ؛ بنابراين آقايانى كه در اين‌باب قضاى نماز و روزه‌هاى پدر را بر پسر بزرگ‌تر واجب دانسته‌اند هيچ‌گونه اصلى ندارد . كفاره مسأله‌ى 431 - كفاره‌ى روزه در صورتى است كه بدون عذر روزه‌ى واجب را تعمداً ترك كند و يا عمداً موجب حرام شدن روزه شود ، كه اكنون يكى از سه كفاره : سير كردن

--> ( 1 ) - چنان‌كه ابن ابى عقيل فرموده كه تنها صدقه‌ى ده سير طعام - در صورت امكان - براى هر روزى واجب است و وجوب قضاى اين روزه را نسبت به‌غير مشهور داده بدين معنى كه شهرت كامل ميان فقيهان عدم وجوب است و نيز علامه در مختلف كه به‌آيه‌ى ( و ان ليس للانسان الا ما سعى ) استدلال كرده ، و ابوالمكارم بن زهره از او تبعيت نموده ، چنان‌كه صحيحه‌ى ابى مريم انصارى هم نص بر اين حقيقت است ، و هرگز حديثى كه دلالت بر خلاف آن كند در دست نيست ابن ادريس و علامه در منتهى نيز آن را باطل مىدانند و صاحب مفتاح‌الكرامه نيز مورد اشكال قرار داده است ، و شهيد در كتاب ذكرى فرمايد هيچ نصى دراين‌باره نيافته‌ايم