الشيخ محمد الصادقي الطهراني

168

رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)

مسأله‌ى 395 - در جمله‌ى « أللّهمَّ إنّا لا نَعْلَمُ مَنْهُ إلّا خَيْرا » كه پس از تكبير چهارم گفته مىشود مقصود از « خير » فقط اسلام است و نه تمامى خيرات كه اگر اين چنين باشد در اكثر موارد كذب محض است ، زيرا نماز بر ميت فاسق و يا غير شيعى كه منافق نيست شرعاً واجب است و اين اعتراف شامل او هم هست كه خدايا ما به‌جز خير از او نمىدانيم ، بنابراين - اين جمله به‌معناى گواهى بر اصل اسلام اوست و نه بر عدالت و تشيّع و تمامى خوبىها . نماز طواف مسأله‌ى 396 - پس از هر طواف واجب بايد دو ركعت نماز خوانده شود كه پشت مقام ابراهيم و يا كنار آن تا آخر مسجدالحرام در مثلث مساحتى كه نقطه‌ى سر زاويه‌اش مقام ابراهيم ، و دو ضلع ديگرش تا آخر مسجدالحرام مثلثى تشكيل مىدهد و هرچه نزديك‌تر به‌مقام ابراهيم باشد فضيلتش بيشتر است و در عين حال همه‌اش جاى نماز طواف است - چنان‌كه در بحث حج خواهد آمد - و با حضور شخص مكلف نيابت در آن هرگز وجهى ندارد بلكه بدعت است مگر در صورت ضرورت كه به‌علت حصر يا مرض يا امثال آن‌ها نتواند نماز طواف را در جا و وقتش انجام دهد كه اين‌جا نيابت اشكال ندارد ، و لكن هر گاه توانست بايد خودش نيز نماز طواف را در مقام ابراهيم انجام دهد . مسأله‌ى 397 - طواف واجب هم اعم است از وجوب اصلى آن در حج يا عمره‌ى واجب ، و يا فرعيش در حج و عمره‌ى مستحب كه با احرام واجب مىشوند ، و يا طواف بدون اين‌ها ، كه تنها مورد نذر يا عهد يا قسم است . و اگر كسى در حمد يا سوره‌اش - و يا ساير اذكار واجبش - غلطى دارد در صورت امكان بايد آن را به‌جماعت برگزار كند ، و نه تنها در نماز طواف كه در تمامى نمازهاى واجب چنانست ، و بالاخره اگر هم توان يا امكان جماعت را نداشت بايد تا وقت باقى است نواقص حمد و سوره‌اش - و ساير نواقص - را بر طرف كند ، و اگر هم وقتى باقى نمانده در صورت امكان به‌جماعت بخواند و گرنه همان‌گونه كه مىتواند نماز واجبش را