مهدى سليمانى آشتيانى / محمد حسين درايتى

376

مجموعه رسائل در شرح احاديثى از كافى (فارسى)

و پوشيده نماند كه حكم استحباب اذان و اقامه به اعتقاد فرقهء ناجيه اماميّه بر طبق آثار صدق آيين مرويّه از ائمه طاهرين عليهم السلام مأخوذ است از وحى الهى به حضرت رسالت پناهى صلى الله عليه و آله مثل ساير احكام دينيّه و شعاير مليّه . و [ برخى را ] را عقيده فاسده آن است كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله امر فرمود به نواختن ناقوس براى اعلام مردم به نماز و جمع شدن ناس به جهت آن ، پس روايت كند عبداللَّه بن زيد كه در خواب ديدم من مردى را كه در دست داشت ناقوسى ، پس گفتم به او كه آيا مىفروشى اين ناقوس را ؟ آن مرد گفت كه چه مىكنى تو اين را ؟ گفتم كه مىخواهم آن را براى خواندن مردم به نماز ، پس گفت آن مرد كه آيا دلالت نكنم تو را به چيزى كه بهتر از اين باشد براى اين مطلب گفتم كه بلى دلالت كن . پس تعليم من كرد آن مرد اذان را ، بعد از آن گفت وقتى كه بر مىخيزى از براى نماز پس بگو اين كلمات را و تعليم من كرد اقامه را ، پس چون صبح شد آمدم به خدمت حضرت رسول صلى الله عليه و آله و عرض كردم خواب خود را ، پس فرمود حضرت كه اين خواب حقّى است ان شاء اللَّه ، پس فرمود به من كه برو به اتّفاق بلال و تعليم كن به او اذان را تا او اذان گويد چون بلند آوازتر است او از تو ، پس چون تعليم بلال كردم اذان را و بلال اذان گفت شنيد آن را عمر خطّاب و بيرون آمد بر حالى كه مىكشيد دامن رداى خود را بر زمين و گفت يا رسول اللَّه سوگند به آن كسى كه مبعوث گردانيده تو را به حق كه من نيز در خواب ديدم آنچه را عبداللَّه ديده بود ، و فرمود پيغمبر كه فللَّه الحمد . « 1 » و هر كه را اندك بيدارى و بصيرتى بوده باشد و داند كه اعتماد حضرت خيرالانام در احكام شرعيّة بر وحى الهى به مثابه‌اى بود كه حق جلا و علا در شأن رفعت زاى او در فرقان حميد مىفرمايد كه : « ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى » « 2 » پس مىداند

--> ( 1 ) . رجوع شود به سنن ابى داوود ، حديث رقم ، ص 498 ؛ جامع ابن اثير ، ج 5 ، ص 269 ؛ الفقه على المذاهب الاربعه ، ج 1 ، ص 37 . ( 2 ) . نجم ( 53 ) : 3 و 4 .