مهدى سليمانى آشتيانى / محمد حسين درايتى

35

مجموعه رسائل در شرح احاديثى از كافى (فارسى)

و امّا توسّل به اينها به نحوى كه اينها را مستقلّ بدانند و غافل از حقّ شوند ، مذموم و همچو كسى البتّه مقطوع الرجا خواهد شد ، الّا من باب الاستدراج و مستدرج هم في الحقيقة مقطوع الرجا است ؛ چه منافع و غايات دنيوى ، مثل « لا شىء » است در مقابل غايات اخرويّه به حسب جلالت و دوام و او كه محروم خواهد بود و « لكُلِّ امْرِءٍ مانَوى » . « 1 » قوله : و لأكسُونَّه ثوبَ المذلّة عند الناس . « أكسونّ » نفس متكلّم وحده است از اوّل و ضمير مستكن فاعل و « هاء » مفعول اوّل و لام در جواب قسم و « ثوب » مفعول ثانى مضاف به « المذلّة » و « عند الناس » متعلّق است به « المذلّة » . و اعمال مصدر با لام هر چند ضعيف است ، و لكن جائز است كما في قوله : شديد النكاية أعدائه * يخال الفرار يراخى الأجل « 2 » و مخلّ در فصاحت نيست و بنابر تسليم گوييم كه : بنابر اداى كلام بليغ در اين مقام نيست تأمّل . و در « أكسونّ » استعارهء تبعيّه است ؛ چه كسوت در لغت ، موضوع از براى پوشيدن جامه است و لازمش احاطه به بدن است و تشبيه فرمودند احاطهء مذلّت و مستور شدن شخص به او [ را ] به احاطهء ثوب و لفظ موضوع از براى اوّل را استعمال فرمودند در ثانى ، به مناسبت و مشابهت احاطه و مشتقّ فرمودند از او صيغهء متكلّم را ، پس استعاره در مبدأ اصليّه است و در مشتّق تبعيّه و ذكر ثوب به تخيّل است از براى استعارهء مذكوره و اضافهء ثوب به مذلّت از باب اضافهء مشبّه بِه است به مشبّه و معنى كلام - اللَّه و رسوله أعلم - : و هر آئينه مىپوشانم آن طلب كنندهء آمال خود از غير من را در نزد مردمان ، جامهء ذلّت و لباس خوارى و انفعال و شرمسارى ؛ زيرا كه غرض طالب از مطلوب رفع نقصانى و رفع عيبى از خود و تخليه از شينى و تحليه به حليهء

--> ( 1 ) . همان مصادر . ( 2 ) . ن . ك : شرح الرضي على الكافية ، ص 410 ؛ شرح ابن عقيل ، ج 2 ، ص 95 ؛ خزانة الأدب ، ج 8 ، ص 129 .