مهدى سليمانى آشتيانى / محمد حسين درايتى
22
مجموعه رسائل در شرح احاديثى از كافى (فارسى)
غير مخلوط به نحوى از انحا و ذرّهاى از ذرّات عدمين ، كه نيستى حقيقى و مفهوم بوده باشد ، لازم آيد بودن او همه شيئى و دارايى او همهء كمالات را و جامعيّت او جميع صفات را با وحدت حقيقيّه و بساطت صرفه ؛ فقدْ وردَ أنّه الشيء بحَقيقة الشيئيَّة « 1 » ، با آنكه نيست هيچ يك از اين اشيا ، كَما وَردَ أنّه شيءٌ لا كالأَشْياء « 2 » ؛ و الّا در مرتبهء ذات اگر فاقد وجودى از وجودات و كمالى از كمالات و ظهورى از ظهورات باشد ، لازم مىآيد كه صرف وجود و تمامش وجود نبوده باشد ، بل مركّب از وجود كمالى و صفتى و عدم كمالى و صفت اخرى « 3 » . پس با آنكه تركيب لازم مىآيد ، مستلزم امكان و حدوث و انتهاى بما بالذات ديگر است و مفروض منتهى إليه بودن او بود . زينهار زينهار از اين سخنان ، به گمان رسد كه موجودات عالم امكان سراى بىنقصان متّصف به هزار عيب و شين حدوث و امكان و خباثات و نجاسات ظاهر و باطن را راه به عالم ذات كبريايى بوده باشد ، كلّا و حاشا ، دستم بريده و زبانم لال ، چشم و گوشم كر و كور باد ، اگر اين مقصود بود « 4 » . در حقّ من به درد كشى ظنّ بدمبر * كالوده گشت خرقه ولى پاك دامنم و بل مقصود اين است كه حقّ - سبحانه تعالى - اشيا را مِن حَيث الوجود والكمال داراست به نحو اعلى و اشرف ، به حيثيّتى كه نه اشياء در آن مرتبه و نه صفات لايق ايشان در آن مرتبه ؛ چه نسبت خاك را با عالم پاك * چه نسبت ذرّه را با ربّ ارباب ميان ماه من تا ماه گردون * تفاوت از زمين تا آسمان است
--> ( 1 ) . ن ك : الكافي ، ج 1 ، ص 63 ، ضمن ح 5 ؛ التوحيد ، ص 104 ح 2 . ( 2 ) . ن ك : الشافي في الإمامة ، ج 1 ، ص 84 . ( 3 ) . در حاشيهء نسخه : مؤثر در وجود الا يكى نيست * در اين حرف شگرف اصلا شكى نيست ( 4 ) . در حاشيهء نسخه : سيه رويى ز ممكن در دو عالم * جدا هر گز نشد و الله اعلم