مهدى سليمانى آشتيانى / محمد حسين درايتى

149

مجموعه رسائل در شرح احاديثى از كافى (فارسى)

مقامات ايقان است . پس جمعى باعث ترديدشان شايد اين باشد كه چون قاصراند يا مقصّراند يا مبتلاى به هر دواند و از ايشان خلاف صادرشده و خود را روسياه درگاه و نامناسب بارگاه حضرت إله مى بينند ، راضى به قبض روح نمى شوند ؛ يا چون اميد توبه و انابه دارند راضى نمى شوند ؛ و لكن چون از خود خائف‌اند كه هرچه زنده بمانند زياد نافرمانى كنند و زياده باعث ازدياد شرمسارى شود ، راضى به موت مى شوند . پس ، از جهت ملاحظه جهتين مختلفتين ، متردّداند . و جماعتى ديگر چون ملاحظه وصول به قرب جوار حقّ و استخلاص از ماسوى اللَّه مىكنند ، راضى مى شوند و چون طمع تحصيل اعلى مقام از براى خود با اميد هدايت و دستگيرى غير دارند راضى نمى شوند ؛ ولهذا متردّداند . و جمله ديگر ، جذبه مقام قربشان راضى شان دارد و لكن قبل از اشاره محبوب سكوتى دارند و كالمتردّداند و چون اشاره محبوب ( كه جزء اخير علّت تامّه است ) محصّل گرديد ، مرجّح وصل خواهد شد . مثل آنكه در حديث وارد شده است كه عزرائيل به خدمت حضرت ابراهيم عليه السلام رسيد . آن حضرت از او سؤال فرمود كه به زيارت ما آمده‌اى يا به دعوت و قبض روح آمده‌اى ؟ او عرض كرد كه به دعوت آمده‌ام . آن حضرت فرمود كه « هل يحب الخليل موت خليله ؟ » . يعنى « آيا دوست مى دارد خليل واقعى ( كه خداوند است ) موت ابراهيم ( خليل خود ) را ؟ » . عزرائيل رفت و مراجعت نمود و پيام آورد كه « هل يكره الخليل لقاء خليله ؟ » . يعنى آيا اكراه دارد خليل ( كه ابراهيم بوده باشد ) لقاء خليل واقعى را ( كه خداوند است ) ؟ » . پس چون آن جناب اين بشارت را شنيد ، دفعةً جان شيرين تسليم نمود . « 1 » و جماعتى هستند كه چون نمى دانند كه ناجىاند يا هالك ، خائف و متردّداند كه اگر قطع به نجات داشتندى چون مولاى خود عليه السلام كه فرمود : « واللَّه لإبن أبى طالب آنس

--> ( 1 ) . الجواهر السنية فى الاحاديث القدسية ، ص 24 .