مهدى سليمانى آشتيانى / محمد حسين درايتى
145
مجموعه رسائل در شرح احاديثى از كافى (فارسى)
تشريفا فعل خود شمرده ؛ و توضيح اين مطلب ( لكن به طريق اشاره ) ، اين است كه تحقّق هر مفعولى موقوف است بر فعلى كه آورنده اوست و ظهور هر فعلى نيز موقوف است بر انفعال المفعول . بعبارة اخرى ، مفعول در تحقّق محتاج به فعل است و فعل در ظهور محتاج به انفعال مفعول است . پس انكسار محقّق نمى شود مگر به كسر ؛ و كسر ظاهرنمى شود مگر به انكسار ؛ و هر مفعولى كه فعل فاعل را كمتر ظاهر مىسازد ، ابعد از فاعل فعل خواهد بود و هر مفعولى كه بهتر قبول مىكند ، بيشتر مظهر فعل مىشود و اقرب به فعل مى گردد و آخرالامر از شدّت قرب ، كارش به جايى مىرسد كه صورت مفعول ، بعينه ، صورت فعل فاعل مىشود ؛ به حدّى كه ادّعا مىكند همانچه را كه فعل ادعامى كند ؛ و فعل هم از جهت اظهار غايت قرب او و بيان شرافت او مى گويد كه چنانچه تو منى ، من نيز توام . اگرچه در واقع و نفس الامر ، من منم و تو تويى . مثلا حديده محمات ، كارش در مقام قرب به جايى مى رسد كه فرقى در ميانه او و نار ظاهرنيست . پس او « أنا النّار » مى گويد و نار هم از براى اظهار شرافت او در مقام قرب ، تصديق او كرده قبول اتحاد مىكند ؛ و مفاعيل در اين مقام مختلفاند به قدر اختلاف صفاء خود و اختلاف انفعال خود ؛ و هريك در رتبه خود صادقاند . پس وزن « أنا النّار » گفتن حديده محمات ، به قدر صفاى او است و نقره صافيه به قدر صفاى آن و طلاى خالص به قدر جلاء او ، و الماس به قدر طاقت خود وهكذا فى كل شىء بحسبه . و مسئله در انفعال هر شىء به فعل اللَّه ، بعينه همين طور است در زمانيات ، به اختلاف مراتب آنها و همچنين آنچه در دهر و ملكوت و جبروت و لاهوت است تا اوّل ، صادر از فعل اللَّه و موجود مع وجود فعل اللَّه ؛ و جميعا در ادعاء خود صادقاند ؛ لكن هريك به حسب خوداند ، نه بحسب ما فوق و ما تحت خود ؛ و جميعا آيةاللَّهاند و مخبر عن فعل اللَّه و عن اللَّهاند و حال آنكه درواقع و نفس الامر ، نه فعل اللَّهاند و نه ذات اللَّه . بلكه عين اللَّه و اذن اللَّه و لسان اللَّه و وجه اللَّه و يداللَّه وأ اللَّهاند و فعلشان فعل اللَّه و