مهدى سليمانى آشتيانى / محمد حسين درايتى

117

مجموعه رسائل در شرح احاديثى از كافى (فارسى)

عتبات عاليات مشرف شد و دو سال نيز در كربلاى معلى به تدريس پرداخت و پس از آن به جهت كسالت و بيمارى به ايران آمد و مجدداً به مشهد رفت و تا پايان عمر در آنجا ماند . آية اللَّه آشتيانى ، عالمى متعبد و متقى و نسبت به اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام بسيار شيفته و با اخلاص بود . در تمام اعياد و وفيات ، در منزلش مراسم برگزار مىكرد و با وجود كهولت سن و بيمارى ، از مردم و علما پذيرايى مىكرد و گاهى خود نيز مديحه سرائى مىكرد . توسلش بسيار بود و همچون پدرگراميش ، هر روز به زيارت جامعه كبيره و ارتباط با اهل بيت عليهم السلام مداومت داشت . محضرى شيرين و اخلاقى لطيف و كلامى دلنشين داشت و در محفل درسش در مشهد و كربلا و تهران ، تعداد زيادى از فضلا پرورش يافتند . فعاليت‌هاى اجتماعى زمانى كه زمزمهء مشروطه خواهى در ايران برخاست و مخالفان حكومت استبدادى به تكاپو در آمدند ، شيخ مرتضى آشتيانى ، توجه بيشترى به مسائل سياسى نشان داد و به صف هواداران اصلاحات سياسى پيوست . مدتى پيش از صدور فرمان مشروطه ، در نامه‌اى كه به مظفرالدين شاه نوشت ، ضمن اشاره به اوضاع نابسامان كشور و ناتوانى گارگزاران حكومت ، ضعف نظام سياسى را گوشزد كرد و از شاه خواست ، چاره جويى كند . در بخشى از اين نامه نوشت : امروز اصلاح امور و انتظام رشتهء منقصمهء جهات مملكت را ، منحصر به اعادهء معدوم و اقامهء قيامت كبرى مشروطه مىدانم و . . . استدعاى عاجزانه از حضور مبارك همايونى . . . مىنمايم كه توجهى فرموده ، و مرضِ عمومى مهلكِ مملكت را ، كه علاج آن مشهود دعاگو شده ، كه منحصر است به اعمال ترياق مشروطيت و اجراى قانون اساسى به اصدار دست‌خط آفتاب نمط بر اقامهء مجلس شوراى ملى ، صادر شود . « 1 »

--> ( 1 ) . « تقاضاى مشروطيت » ، حسين محبوبى اردكانى ، يغما ، س 29 ، ش 4 ، ص 240 .