السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
96
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
ميكائيل و عزرائيل فرمود : از او نوشتهاى بگيريد چون به زودى فراموش مىكند ، پس آنها نوشتهاى را تنظيم كرده و با بالهاى خود كه از جنس عليّين بود آن را مهر كردند ، و زمانى كه موقع وفات آدم فرا رسيد و ملك الموت به نزد او آمد ، آدم گفت : اى فرشته مرگ براى چه آمدهاى ؟ او گفت : آمدهام تا تو را قبض روح كنم ، آدم گفت : اما هنوز شصت سال از عمر من باقى مانده ، ملك الموت به او گفت : تو آن شصت سال را براى پسرت داود قرار دادى و آنگاه جبرئيل نازل شد و آن نوشته را به او نشان داد ، سپس ملك الموت او را قبض روح نمود . آنگاه امام صادق ( ع ) فرمود : به همين جهت وقتى كه قرض دهنده مكتوب فيما بين را به مديون عرضه مىكند ، او تسليم مىشود . و نيز در همان كتاب از امام باقر ( ع ) نقل شده : ما بين ركن و مقام انباشته از قبور انبياء الهى است و قبر آدم ( ع ) نيز در همان محل است [ 1 ] . امام صادق ( ع ) مىفرمايند : وقتى كه آدم ( ع ) وفات يافت ، ابليس و قابيل در شماتت او به لهو و لعب و ساز و ضرب مشغول شدند و هر گونه نواختن موسيقى كه مردم از آن متلذّذ مىشوند از عمل شيطان است . در كتاب ( التهذيب ) شيخ طوسى مىگويد : من از بعضى شيوخ كه اسناد آن را ندارم به نحو مرسل شنيدم كه آدم ( ع ) وقتى كه خداوند او را از بهشت به زمين منازل فرمود ، احساس وحشت كرد و از خداوند درخواست نمود تا بعضى از درختان بهشتى را نازل كند تا به واسطهء آنها دلخوش باشد ، در اين هنگام خداوند درخت نخل را نازل فرمود و او در طول حياتش به آن مأنوس بود و زمانى كه هنگام مرگش فرا رسيد به پسرش گفت : من در طول حياتم به اين درخت مأنوس بودم و مايلم بعد از مرگم نيز با آن مجاور باشم ، پس وقتى كه من مردم شاخهاى از آن را بريده و به دو نيمه كن و آن را در كنار من در قبر قرار بده و پسرش چنين كرد و انبياء بعد از او نيز چنين كردند ، امّا بعدها اين سنّت در جاهليّت از بين رفت تا اينكه پيامبر اكرم ( ص ) اين سنّت را احياء كرد و اين عمل بعد از ايشان نيز متابعت شد .
--> [ 1 ] البته روايت مشهور اين است كه قبر آدم و نوح در كنار قبر امير المؤمنين على ( ع ) در شهر نجف قرار دارد . ( مترجم )