السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
862
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
5 ) در صحيح ابن داود از جابر بن سمره از رسول خدا ( ص ) نقل شده : ( اين دين تا روى كار آمدن دوازده خليفه همچنان ارجمند باقى مىماند و همه آنها از قريش هستند ، آنگاه مردم تكبير گفتند و فرياد كشيدند ) . البته در حديثى كه از جابر بن عبد اللَّه انصارى از طريق شيعه نقل شده است ، پيامبر ( ص ) نام يك يك اين خلفا را بر زبان جارى نموده و در پايان مىافزايد : آخرين اين دوازده نفر قائم اين امّت و مهدى آن است كه فرزند حسن بن على العسكري مىباشد . به علاوه همه اين دلايل ، پيش از اين گفتيم كه همواره بايد حجّتى از جانب خدا در ميان مردم باشد تا حلقه واسط ميان خالق و مخلوق بوده و بواسطه وجود او حجّت بر مردم تمام شود ، به هر حال ايمان به مهدى منتظر و امام غايب بخشى از ايمان به غيب به عنوان يك كلّ است و كسى نمىتواند به دليل غايب بودن منكر آن امام شده يا تأييد و پشتيبانى آن حضرت را از شيعيان خود انكار كند . امام در كتب آسمانى ديگر و در انديشه اقوام و ملل : ايمان به يك موعود آسمانى كه سرانجام زمين را پر از عدل و داد خواهد كرد ، اصل مشترك بسيارى از اديان الهى و غير آنست ، در بعضى از كتب آسمانى به وجود آن موعود اشاره شده است : در كتاب مزامير در مزمور سى و هفتم آمده است : ( صدّيقان زمين را تا ابد وارث گردند ، . . . و اشرار همگى نابود شوند ) . در كتاب اشعياء اصحاح اوّل آمده است : ( سرزمين شما را غريبان پيشاروى شما مىخوردند و ويران كردند ، پس از آن به ديار عدل و شهر امن مسمّى خواهى شد ) . در كتاب حجار اصحاح دوّم مىنويسد : ( خوشا آنكه منتظر ماند ) . در كتاب اشعياء اصحاح پنجم مىنويسد : ( او پرچمى براى امّتهاى دور بر افرازد ، براى آنكه از نقطهء دور دست زمين بانگ مىزند ) . در كتاب زكريا اصحاح سيزدهم مىنويسد : ( دو سوّم مردم نابود مىشوند و مىميرند و يك سوّم در زمين مىمانند ، آنگاه آنها را مىگدازم و مثل زر مصفايشان سازم ، او اسم مرا خواند و من پاسخش مىگويم ) .