السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
848
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
رفت و شك و ترديدها را بر طرف خواهم كرد . وقتى صبح شد رئيس نصارى و راهبان بسوى صحرا رفت ، حضرت عسكرى نيز با عدّهاى از ياران خود به بيابان رفت ، به محض اينكه امام نگاهش به راهبى افتاد كه دست بسوى آسمان بلند كرده بود ، به يكى از غلامان خود دستور داد ، دست راست راهب را باز كرده و آنچه ميان انگشتان اوست به نزد امام بياورد ، غلام فرمان امام را اطاعت كرد و با تعجّب ديدند استخوانى در دست راهب بوده ، امام استخوان را در دست گرفت و فرمود : اينك دعا كن و باران بخواه ، راهب دعا كرد ، امّا اين بار ابرها كنار رفتند و خورشيد تابيدن گرفت . وقتى از چگونگى ماجرا پرسش كردند ، امام ( ع ) فرمود : اين تكه استخوان از بدن يكى از پيامبران خداست و هيچ گاه استخوان پيامبرى را آشكار نسازند ، جز آنكه آسمان باريدن خواهد گرفت ، به اين ترتيب توطئه نصارى سركوب شد و مردم از حقيقت امر با خبر شدند . آنچه گفته شد ، تنها گزيدهاى اندك از كرامات امام عسكرى ( ع ) بود ، امّا آنچه از آن حضرت به ظهور رسيده ، قابل احصاء و توصيف نيست ، به همين دليل بود كه مردم آن حضرت را به عنوان جانشين بر حقّ رسول خدا ( ص ) و امام معصوم باور داشتند . چگونگى برخورد امام ( ع ) با اوضاع سياسى : ترديدى وجود ندارد كه پيامبران و جانشينان آنها تغيير و انقلاب اصلاحگرايانه را در تمام ابعاد فرهنگى و تربيتى و اجتماعى رهبرى مىكردند ، يعنى سياست را به معناى عام آن دنبال مىكردند و در انديشه پديد آوردن نيروهاى فعّال در جامعه بودند كه بتوانند در نهايت در جهان حكومت تأثير گذارند ، اين سياست غير مستقيمى است كه معمولا مصلحان و صاحبان اصول تحوّل ساز به دنبال تحقّق آن حركت مىكنند ، ولى به دليل شرايط اختناق حاكم بر جامعه معمولا از دخالت در سياست به معناى خاص ( يعنى ادارهء حكومت و دستاندركاران حكومت شدن ) خوددارى نموده و اهداف خود را به روشى محتاطانه و از روى تقيّه دنبال مىكنند ، امام عسگرى از طريق شبكه وكلا كه در حقيقت نمايندگى او را بر عهده داشتند ، در سرتاسر جهان اسلام تشكيلاتى را اداره مىكرد و نامه نگارى ميان وكلا و آن حضرت به روشى كاملا محرمانه و توأم با تقيّه انجام مىشد و پنهانكارى مطلق وجه تمايز دوران امام عسكرى