السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
84
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
و در كافى از همان حضرت ( ع ) نقل شده : خداوند تبارك و تعالى وقتى آدم را نازل فرمود او را به زراعت و كشت فرمان داد و يكى از درختان بهشتى را براى او فرستاد و آن درخت براى او نهال نخل و انگور و زيتون و انار به بار آورد و آدم آن نهال را كاشت تا براى خود و فرزندانش به بار نشيند و از ميوههايش بخورد و ابليس كه لعنت خدا بر او باد به او گفت : اى آدم اين نهالها چيست كه مىكارى و من كه قبل از تو در زمين بودهام چنين درختانى را نمىشناسم ، اجازه بده من از ميوهء آنها اندكى بخورم و آدم امتناع كرد از اينكه او را اطعام كند ، پس ابليس به نزد حوّا رفت و گفت : تشنگى و گرسنگى مرا از پاى در آورده ، حوّا گفت : آدم از من پيمان گرفته كه چيزى از اين ميوههاى بهشتى را به تو ندهم ، چون آنها از بهشت هستند و تو شايستگى خوردن آنها را ندارى ، پس ابليس به او گفت : حال كه چنين است پس اندكى از آب و عصاره آن را در دست من بريز تا آن را بخورم و حوّا امتناع كرد ، ابليس گفت : بگذار من آنها را بمكم ولى از آنها نمىخورم ، آنگاه حوّا خوشهاى انگور برداشت و به او داد و او آن را مكيد و چيزى از آن نخورد ، ولى حوّا ديد كه مقدارى از انگور زايل شده دست برد و بقيهء آن را از دهان ابليس بيرون كشيد ، آن وقت خداوند عزّ و جلّ به آدم وحى كرد كه : اى آدم دشمن من و تو انگور را مكيد و همانا من عصارهء تخمير شده انگور را بر تو و ذريّهات حرام كردم و اگر ابليس همه انگور را خورده بود ، آن ميوه به تمامه با همهء مشتقّاتش بر شما حرام مىشد ، آن وقت شيطان به حوّا ( ع ) گفت : آيا مىشود مقدارى از عصارهء خرما را هم به من بدهى ، همانطور كه از انگور به من دادى ؟ حوّاهم قدرى ميوه خرما به ابليس داد و او آن را مكيد و قبل از اين ماجرا خرما و انگور رايحهاى بسيار دلپذير داشتند و از مشك خوشبوتر و از عسل شيرينتر بودند ، امّا وقتى ابليس كه دشمن خداست آنها را مكيد بوى خوششان از بين رفت و شيرينى آنها كمتر شد ، سپس ابليس بعد از وفات آدم مىرفت و در كنار درخت خرما و انگور ادرار مىكرد و آن آب پليد در ريشههاى اين دو درخت جريان يافت و به همين دليل خرما و انگور پس از تخمير بدبو و مسكر مىشوند و خداوند عزّ و جل هر مسكرى را بر ذريّه آدم حرام نمود چون آن اثر مستكنندگى از اثر ادرار شيطان ملعون است و بوى بد آنها نيز ناشى از جريان آن مايع پليد در آنهاست . و نيز از آن حضرت نقل شده كه فرمود : خداوند رطب را از بهشت براى آدم نازل