السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
834
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
تولّد فرخنده در 15 ذى حجه 213 هجرى ( و يا دوّم رجب 212 هجرى ) شهر مدينه با ولادت نخستين فرزند امام جواد ( ع ) نور باران شد و موجى از سرور و شادمانى بيت هاشمى را فرا گرفت ، او را به نام جدش ( امام رضا ( ع ) و نياى اكبرش امير المؤمنين ( ع ) على ناميده و كنيهء او را ابو الحسن نهادند . مادر گرامى آن حضرت سمانه غربيه نام داشت كه بانويى با تقوى و مؤمن بود ، دوران كودكى را در آغوش پر مهر مادر و تحت حضانت پدر گرامى خود پرورش يافت و به دانش امامت و زيور وصايت آراسته گشت . دوران امامت امام على النقى ( ع ) : در محرم سال 220 هجرى كه معتصم امام جواد ( ع ) را به بغداد فرا خواند ، آن حضرت كه به علم امامت مىدانست ديگر به مدينه باز نخواهد گشت ، فرزند 8 ساله خود امام هادى را به عنوان جانشين خود در مدينه تعيين نمود و به ياران و شيعيان سفارش كرد ، مسائل و مشكلات خود را نزد فرزندش امام هادى ( ع ) ببرند و از محضر او بهره جويند ، وقتى در 29 ذى قعده سال 220 هجرى امام جواد ( ع ) به شهادت رسيد ، سران شيعه كه قبلا جانشينى امام هادى را از امام جواد ( ع ) شنيده بودند ، اجتماع كرده و امامت ايشان را قبول كردند و همگى به امامت آن حضرت تسليم شدند . در باقى مانده دوران خلافت معتصم و نيز دوران خلافت واثق ، امام هادى ( ع ) در مدينه ، شهر اجداد خويش اقامت داشت و آوازه نيكى و دانش او در همه جا پيچيده بود ، وقتى متوكّل به خلافت نشست ، از بيم آنكه مبادا امام دست به شورش و قيام بزند ، او را به سوى خويش فرا خواند ، تا او را از نزديك تحت نظر داشته و بتواند در موقع لزوم براحتى بر وى فشار وارد كند ، اين امر بدليل آن واقع شد كه نامههاى متعددى از حجاز به متوكّل مىرسيد كه در آنها قيد شده بود اهالى مكّه و مدينه به امام هادى گرايش دارند و او را مولا و راهبر خويش مىدانند . اقامت در سامرا و ترك مدينه : به اين ترتيب امام هادى ( ع ) به سوى سامرا روانه شد ، امّا متوكّل براى آنكه از قدر و منزلت امام در نزد مردم بكاهد ، دستور داد قبل از آنكه امام را به نزد او ببرند ، سه روز وى را در كاروانسراى گدايان منزل دهند ! در حالى كه قدر و منزلت بندگان خاصّ و