السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

827

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

خود نسبت به امام افزود . چرا امام با دختر خليفه ازدواج كرد ؟ نكته‌اى كه در اينجا باقى مىماند اين است كه چرا امام جواد ( ع ) دامادى مأمون را پذيرفت ؟ بايد گفت : در دوران خلافت مأمون جنبش مكتبى به نهضتى مبدّل شده بود كه مىتوانست خود را در حكومت وارد كند و با وارد شدن در تشكيلات حكومت به اصلاحاتى بپردازد و حتّى به نوعى در درون حكومت حكومتى ديگر ايجاد كند ، نوعى حكومت ائتلافى ، پيشوايان شيعه در عين اينكه از خلافت محروم بوده و با آن مساعدت نمىكردند ، امّا از هر فرصتى براى انجام رسالت خويش بهره مىجستند ، در همين رابطه بود كه امام جواد ( ع ) پذيرفت تا داماد خليفه باشد تا از رهگذر اين خويشاوندى به مقاصدى برسد : 1 - با پذيرفتن ازدواج با دختر مأمون ، خليفه را از قتل خود منصرف كرد . 2 - با اين پيوند راه دستگاه خلافت را در آزار رساندن به اعضاى نهضت مكتبى شيعه مسدود نمود . و اين اهداف جملگى در دوران محدودى محقّق شد ، و جنبش مكتبى در دوران امام جواد به خوبى پرورش يافت ، شايد به همين دليل در حديثى از امام رضا ( ع ) نقل شده است كه فرمود : ( اين فرزند من مولوديست كه در اسلام كسى پر بركت‌تر از او متولّد نشده است ) . بركت وجود امام جواد براى جنبش شيعه تعديل جوّ وحشت و اختناق سياسى و ريشه‌دارتر كردن مكتب از نظر عقيدتى ، سياسى و فقهى بود . مأمون همواره امام جواد را مورد اكرام قرار مىداد و در احترام به او مبالغه مىورزيد و به اميد اينكه دخترش از امام صاحب اولاد شود ، آن حضرت را در بغداد نگاه داشت ، امام مدّت تقريبا زيادى را در بغداد در آرامش به سر برد ، در اين مدّت مسلمانان با او رفت و آمد مىكردند و از درياى فيض او سيراب مىشدند ، امّا امام از اين شرايط راضى نبود و روزى در حضور يكى از ياران خود كه از مشاهده رفاه و آسودگى امام در قصر با خود پنداشته بود ، ديگر آن حضرت به مدينه باز نمىگردد ، در حالى كه رنگ رخسار مباركش زرد شده بود ، فرمود : به خدا سوگند خوردن نان جوين و نمك نيمكوب در حرم رسول خدا ( ص ) براى من از اين رفاهى كه اكنون مرا در آن