السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

823

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

وجه اداره مىفرمود . امام تا مدّت 8 سال پس از شهادت پدر بزرگوار خود ، در مدينه سكونت داشت و مردم از فيض وجود آن حضرت استفاده مىكردند و مجالس پرسش و پاسخى ترتيب مىدادند ، كما اينكه نقل شده در يك مجلس سى هزار مسأله از وى سؤال كردند و او همه را به آسانى پاسخ گفت ، در حالى كه تنها 9 سال داشت . دعوت به بغداد : پس از شهادت امام رضا و آمدن مأمون به بغداد ، خاندان عباسى هنوز هم او را به جهت اعطاى مقام ولايت عهدى به امام رضا سرزنش مىكردند ، مأمون در توجيه عمل خود فضايل امام رضا ( ع ) را براى آنان بازگو كرده و مىگفت : اين خاندان علم و حكمت را از پدران خويش به ميراث برده‌اند و در كرامت و اخلاق و الا بىمانند هستند ، امّا عباسيان زير بار نرفته و بنى فاطمه را دشمن درجهء اوّل خود مىدانستند و از راه نيرنگ و فريب مىخواستند ، حكومت را از چنگ مأمون در آورده و از آن خويش سازند ، از طرف ديگر موجى از نارضايتى عمومى به جهت كشته شدن امام رضا ( ع ) جهان اسلام را فرا گرفته بود ، مأمون براى سر پوش نهادن بر جنايت خود و براى دلجويى از مردم و براى مقابله با نيرنگ بنى عباس تصميم گرفت فرستاده‌اى به مدينه گسيل داشته و امام جواد ابن الرضا ( ع ) را به بغداد فرا خواند ، اين امر در سال 211 هجرى و در زمانى كه امام جواد ( ع ) 16 سال داشت به وقوع پيوست . امام جواد ( ع ) ناگزير شهر مدينه و تربت اجداد بزرگوار خود را به سوى بغداد ترك نمود ، مأمون استقبال شايانى را از امام به عمل آورد و مردم هم كه مشتاقانه در انتظار زيارت امام بودند به پيشواز آن حضرت شتافتند . مأمون قصد داشت دختر خود ام الفضل را به همسرى امام در آورد و از اين مطلب استفاده‌هاى چند جانبه ببرد : 1 ) اولا بودن ام الفضل در خانهء امام جواد مىتوانست به مأمون كمك كند تا او كاملا امام را تحت نظر گرفته و از امور داخلى امام به خوبى باخبر شود . 2 ) با اين ازدواج مأمون مىخواست امام را با زندگى پر زرق و برق آشنا كرده و او را به عيش و نوش و خوشگذرانى مشغول سازد تا بتواند از ارزش معنوى امام در انظار مردم بكاهد .