السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

816

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

مىدانستند و شخص ديگر امام رضا ( ع ) بود كه خاندان عباسى به هيچ وجه تاب تحمّل آن حضرت را نداشتند ، لذا مأمون تصميم گرفت اين دو نفر را از ميان بردارد تا بدين وسيله خود را به خاندان خويش نزديك ساخته و از حمايت آنان بهره‌مند شود . چنانچه در تاريخ ثبت شده است ، مأمون به اجبار فضل بن سهل و امام رضا ( ع ) را همراه خود به سمت بغداد برد ، در يكى از منازل ميان راه فضل را به حمام فرستاد و عدّه‌اى با شمشير بر او وارد شدند ، و وى را به قتل رساندند و بعد هم مأمون ادّعا كرد كه قاتلان او را مجازات نموده و در بارهء او خونخواهى خواهد كرد . حالا فقط امام رضا ( ع ) باقى مانده بود ، مطابق روايت شيخ مفيد ، امام رضا ( ع ) به علّت زهر كمى كه در غذايشان ريخته بودند بيمار شده بود ، سپس مأمون به عيادت ايشان رفت و گفت : چاره بيمارى شما آب انار است در حالى كه آب انار را قبلا به زهرى مهلك آلوده بود بعد آن آب انار را به دست خويش به امام رضا ( ع ) نوشانيد ، ابا صلت هروى مىگويد : به نزد امام رفتم در حالى كه پيش از من مأمون از حضور امام بيرون آمده بود ، امام را رنگ پريده و نالان ديدم ، آنگاه به من فرمود : ( اى ابا صلت ، كار خود را كردند ) و سپس به حمد و ستايش پروردگار مشغول شد . از محمّد بن جهم روايت شده : امام رضا ( ع ) بسيار انگور دوست مىداشت ، پس مأمون مقدارى انگور تهيّه كرد و در بيخ دانه‌هاى آن سوزنهاى زهر آلود فرو كرد و چند روز بعد سوزنها را بيرون آورد و انگور را به نزد امام بردند و امام از آن انگور تناول كرد و همان امر باعث شهادت آن حضرت شد . پس از وفات امام رضا ( ع ) مأمون يك شبانه روز مرگ او را مخفى داشت ، آنگاه بدنبال بعضى از علويان فرستاد و در حضور آنها اظهار تألم و ناراحتى كرد و گريست و جسد سالم امام رضا ( ع ) را به آنها نشان داد تا بدانند ، مأمون آن حضرت را به قتل نرسانده است ! هرثمه نقل مىكند : نيمه شب امام مرا خواست تا به حضور او بروم ، وقتى به خدمت امام ( ع ) رسيدم ، فرمود : مأمون تصميم دارد مرا مسموم سازد ، آگاه باش كه بعد از شهادتم ، او مىخواهد مرا غسل دهد و در پشت قبر هارون دفن كند ، به او بگو دست نگهدارد تا فرزندم از مدينه بيايد و مرا غسل دهد و بر من نماز خواند ، چون امام را فقط امام مىتواند غسل داده و بر او نماز بخواند ، آنگاه به مأمون بگو جلوى قبر