السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

813

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

مأمون كه مردى زيرك و با سياست بود در راستاى مقابله با اوضاع آشفتهء عصر خود بر اساس يك نقشهء طرح ريزى شده امام رضا ( ع ) را به مرو فرا خواند ، چون علويان در گوشه و كنار مملكت اسلامى سر به شورش بر داشته بودند و كشور اسلامى بسيار وسيع و پهناور شده بود و مأمون توانايى كنترل اوضاع را نداشت ، او مىخواست به بهانهء ولايت عهدى امام رضا ( ع ) ، علويان را از شورش باز دارد و آنها را آرام سازد ، به علاوه مأمون مىخواست دست بنى هاشم را در كارهاى اجرائى حكومت باز بگذارد و به مردم وانمود كند كه دودمان علوى دنياپرستند و اينكه خود را به دنيا بىرغبت نشان مىدهند به جهت فريب مردم است و اگر به قدرت دست يابند دست كمى از ديگران ندارند ، تا در نتيجه مردم از اطراف ايشان پراكنده شده و علويان ارزش معنوى خود را در ميان مردم از دست بدهند . از طرف ديگر مأمون با اين نقشه مىتوانست علويان را از اطراف در پايتخت جمع كرده و آنها را تحت نظارت و كنترل بگيرد و در صورت لزوم و مشاهده تحرّكات ضد حكومتى ، آنها را از بين ببرد . ليكن امام رضا ( ع ) كه از همهء اين توطئه‌ها و نقشه‌هاى پشت پرده آگاه بود ، همهء نقشه‌هاى مأمون را نقش بر آب كرد و در حضور مردم و در محضر تاريخ او را رسوا و مفتضح نمود . امام رضا ( ع ) از پذيرفتن خلافتى كه مأمون در ابتدا بر او عرضه داشت خوددارى ورزيد ، به اين صورت كه در ملاء عام با او محاجّه كرده و فرمود : آيا خلافت تو منصبى الهى و به حقّ است ؟ اگر منصبى الهى است كه تو حقّ و اجازه ندارى كه آن را به ديگرى واگذارى و اگر خلافت تو به حقّ نيست چگونه چيزى را كه خود مالك آن نيستى به ديگرى تفويض مىكنى ؟ ! شايد ردّ خلافت از سوى امام دو جهت داشته ، اولا : خلافتى كه با شالودهء فساد استوار شده بود ، فقط زيبندهء قامت مأمون و امثال او بود نه زيبندهء حجّت حقّ ، اگر امام چنين خلافتى را مىپذيرفت بايد آن را از اساس ويران كرده و دوباره بر شالوده‌اى درست بنا مىكرد و اين امر در چنان اوضاعى امكان پذير نبود ، ثانيا : مأمون در پيشنهاد خود صادق نبود ، بلكه مأمون مىخواست از وجود امام رضا ( ع ) استفاده سياسى برده و پس از كسب مشروعيّت براى خود ، امام را از بين ببرد ، به همين دلايل امام رضا ( ع ) پيشنهاد خلافت را ردّ كرد ، امّا چون خود در برابر پذيرش