السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

804

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

اين بار هارون شرمنده و خجل شد و براى آنكه حفظ ظاهر كند ، از امام خواست هر تقاضايى دارند مطرح كنند تا هارون به انجام رساند ، امام ( ع ) فرمود : من از شما چيزى نمىخواهم ، شما بگذاريد ما آزاد باشيم و به كار خود مشغول شويم . بردبارى و كظم غيظ : امام كاظم ( ع ) در بردبارى و حلم زبانزد مردم بود ، روزى امام مشغول وضو گرفتن بود ، كنيزى كه ظرف آب را براى امام نگهداشته بود ، دچار لغزش شد و ظرف آب بر سر امام اصابت كرد و امام را مجروح نمود ، كنيز از ترس به لرزه افتاد ، امّا با موقعيّت‌شناسى گفت : ( و الكاظمين الغيظ ) امام ( ع ) فرمود : خشم خود را فرو بردم ، كنيز گفت : ( و العافين عن الناس ) ، امام ( ع ) فرمود : از تقصير تو گذشتم ، كنيز گفت : ( و اللَّه يحب المحسنين ) امام ( ع ) فرمود : تو را در راه خدا آزاد كردم ! شهادت امام عليه السلام : گفتيم كه امام كاظم ( ع ) به دستور هارون الرشيد سالها در زندانهاى گوناگون زندانى بود و هر چند گاهى هارون از زندانبان امام مىخواست تا او را شهيد كنند ، امّا آنها پس از مدّتى تحت تأثير روحانيّت و قداست امام قرار مىگرفتند و نمىتوانستند نقشه‌هاى هارون را عملى كنند ، لذا هارون مجبور مىشد ، زندان امام را تعويض كند . سرانجام هارون زندانبانى امام را به مردى سنگدل و زنازاده به نام سندى بن شاهك سپرد و با تطميع و وعده‌هاى گوناگون آن مرد شقى قبول كرد ، امام ( ع ) را به شهادت برساند ، به همين منظور غذاى امام كاظم ( ع ) را مسموم كرد و امام در نهايت مظلوميّت در كنج زندان دعوت حقّ را لبيك گفت . هارون الرشيد كوشيد تا با گواهان دروغين مرگ امام را در زندان مرگى طبيعى جلوه دهد ، بنا بر اين فقها و چهره‌هاى سرشناس بغداد را بر جنازه امام حاضر كرد تا گواهى دهند اثرى از شكنجه بر پيكر آن حضرت نيست و مرگ امام مرگى طبيعى بوده است ، آنها نيز از بيم جان به دروغ گواهى دادند ، سپس ندا در دادند ، كه : اين جنازهء موسى بن جعفر امام رافضيان است كه آنها ادّعا مىكردند او نمىميرد ! آنگاه كوشيدند تا امام را مخفيانه و بدون تشريفات به خاك بسپارند ، امّا مردم كه كم كم از وقوع اين جنايت آگاه شده بودند ، شورشى پديد آوردند و هارون ناگزير شد حضرت را طىّ مراسمى رسمى به خاك بسپارند و خود به صف عزاداران پيوست و