السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

798

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

امام كاظم ( ع ) از همان كودكى با سايرين تفاوت داشت و هرگز عمل لهو و لعب از او صادر نمىشد ، آن چنان حليم و بردبار و عابد و صالح و امانت‌دار بود كه او را كاظم ، عبد صالح ، صابر و امين لقب داده بودند و امام صادق ( ع ) همواره ساير فرزندان خود را در بارهء موسى بن جعفر ( ع ) سفارش كرده و مىفرمود : ( شما را در بارهء برترين فرزندان من كه جانشين و قائم مقام من است و پس از من حجّت خداوند عزّ و جلّ بر تمام خلايق است سفارش مىكنم ) و امام بر اين مطلب تأكيد فراوان داشتند ، چون در روزگار امام صادق ( ع ) تا حدودى فضاى باز سياسى و فرهنگى به وجود آمده بود و معارف اهل بيت گسترش داشت ، بيشتر مردم به سوى مذهب اهل بيت گرايش يافته بودند و همين امر آينده شيعه را نگران‌كننده مىكرد ، و ممكن بود بعضى از سران و رهبران قدرت طلب به منظور رسيدن به رياست و رهبرى شيعه به طمع افتاده و احيانا برخى از فرزندان و نواده‌گان امام صادق ( ع ) را با خود همراه كنند ، همانطور كه عدّه‌اى به انحراف افتاده و پسر بزرگ امام صادق ( ع ) اسماعيل را امام دانستند ، در حالى كه اسماعيل در زمان حيات پدر بزرگوارش وفات يافت ، امّا وجود انگيزه‌هاى سياسى و قدرت‌طلبانه باعث شد فرقهء قدرتمند اسماعيليه تأسيس شود و ايشان ادّعا مىكردند ، اسماعيل بن جعفر زنده است و وفات نيافته ، بلكه از انظار مخفى شده است ! و حال آنكه امام صادق ( ع ) در زمان وفات اسماعيل جمع كثيرى از مردم را گرد آورد و در انظار آنها پرده از چهرهء اسماعيل برگرفت تا همه به چشم خود مشاهده كنند كه اسماعيل بدرود حيات گفته و آنگاه امام فرمود : خداوندا بر اين جمع شاهد باش ، هر چند كه به زودى باطل انديشان به گمان و ترديد خواهند افتاد ، سپس فرمود : ( مىخواهند نور خدا را با دهانهايشان خاموش كنند ، امّا خداوند نور خود را تمام و كمال مىگرداند ، هر چند كافران را خوش نيايد [ 1 ] ) سپس اسماعيل را دفن كرده و دست امام كاظم ( ع ) را گرفته و فرمودند : او حقّ است و حقّ با او و از اوست تا آنكه خداوند زمين و هر كس را كه در آنست وارث شود [ 2 ] .

--> [ 1 ] سوره صف ، آيه 8 . [ 2 ] بحار الانوار ، جلد 48 صفحه 21 .