السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
792
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
حضرت را نمىشناخت . تنها بعد از شهادت آن حضرت كه نيازمندان ديدند ، از كمكهاى شبانه خبرى نيست ، دريافتند كه آن مرد كريم ، ابو عبد اللَّه جعفر صادق ( ع ) بوده است . شكيبايى و مهربانى امام ( ع ) : در شكيبايى آن حضرت همين نكته كفايت مىكند كه آن امام هر گاه از شخصى ناسزا و دشنامى مىشنيد ، بردبارانه سكوت كرده و به سوى جايگاه نماز خود مىرفت و ركوع و سجود نيكو و بسيار انجام مىداد و فراوان مىگريست و از درگاه الهى براى شخص دشنام دهنده طلب آمرزش مىكرد . هر گاه از يكى از زير دستان خود نافرمانى مىديد ، به جاى تنبيه و سرزنش ، با سخنان مهر آميز و محبّت بيشتر او را شرمنده و نادم مىساخت . به عنوان مثال آن حضرت به خادمان خود دستور داده بود براى رفتن به بام خانه به جاى پلكان از نردبان استفاده نكنند ، روزى وارد منزل شد و مشاهده كرد ، يكى از كنيزان مسئول نگهدارى اطفال در حالى كه كودك آن حضرت را در آغوش دارد از نردبان بالا مىرود ، همين كه چشم كنيز به امام ( ع ) افتاد ، از ترس بر خود لرزيد و كودك امام از دستش رها شد و در اثر اصابت به زمين ، جان به جان آفرين تسليم كرد . سيماى امام دگرگون شد و بدون گفتن كلامى به جايگاه خود رفتند ، وقتى علّت را از آن حضرت جويا شدند ، فرمود : ناراحتى من نه از جهت مرگ كودكم ، بلكه از جهت اين بود كه كنيز از ورود من آنقدر ترسيد كه زانوانش به لرزه در آمد ، آنگاه آن كنيز را در راه خدا آزاد كردند . چنين كرامت و بزرگوارى را جز در خاندان امامت و رسالت نمىتوان مشاهده كرد . زهد و پرهيز كارى امام ( ع ) : آن حضرت مانند جدّ بزرگوارش على بن ابى طالب على ( ع ) نمونه زهد و تقوا بود ، همواره به عنوان لباس زيرين از جامه پشمين استفاده مىكرد ، اگر چه براى ظاهر شدن در برابر افراد ظاهر بين جامههاى ارزشمند و گرانبها در برمىكرد تا وجههء آن حضرت به عنوان امام مسلمين محفوظ بماند ، روزى ( سفيان ) نامى كه از مقدس نمايان دنيا طلب بود ، با ديدن ظاهر مرتب و آراسته امام بر آن حضرت خرده گرفت و گفت : شما كه از خاندان پيامبريد ، چگونه لباس گرانقيمت بر تن مىكنيد ، در حالى كه جدّ شما