السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
777
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
نمود و در محضر خود بسيارى از دانشجويان و طالبان علم را از سرچشمهء علوم امامت سيراب فرمود ، نطفهء تأسيس دانشگاه علوم اسلامى را منعقد كرد و به همين دليل به لقب باقر العلوم ، يعنى شكافنده دانشها ملقب گرديد . در آن ايّام عمر بن عبد العزيز اصلاحاتى را در رأس هرم قدرت انجام داد و تا اندازهاى نيز به توفيقات جزئى در اين راه نايل شد ، امّا او بسيار دير به روى كار آمده بود ، چون گروههاى اسلامى كه با حكومت اموى سر ستيز داشتند ، تا عمق امّت اسلامى ريشه دوانيده بودند و فريب اين بازى سياسى را نمىخوردند ، در رأس اين گروهها بايد از شيعيان اهل بيت عليهم السلام نام برد ، آنها با آگاهى ناشى از فرهنگ قرآن مىدانستند كه حكومت ارثى نيست و نمىتوان آن را با زور بدست آورد ، بلكه خليفه و حاكم بايد از جانب خداوند تعيين شود ، هر چند كه عمر بن عبد العزيز فدك يعنى ارثيهء بنى فاطمه ( س ) را به آنان باز پس داد ، امّا امام سجاد ( ع ) و شيعيان آن حضرت اين امر را براى اثبات حقانيّت نظام باور نداشتند ، چون بنياد نظام از اساس بر باطل قرار داشت و حكومت حقّ ايشان نبود ، يعنى حكومت عمر بن عبد العزيز نه بر نص خدا و رسول ( ص ) متّكى بود و نه بر اجماع مسلمين و موضع امام باقر ( ع ) در برابر عمر بن عبد العزيز اين گونه بود كه از فرصت بدست آمده در آن دوران براى تبليغ مكتب و نصيحت كارگزاران به خوبى استفاده مىكرد و بدون به رسميّت شناختن نظام اموى ، مىكوشيد تا اوضاع امّت را تا آنجا كه ممكن بود اصلاح كند . از سوى ديگر بنى اميّه به جهت بازتابهاى منفى ماجراى عاشورا ، از كشتن خاندان على ( ع ) به صورت آشكارا امتناع مىورزيدند ، و ائمه ( ع ) نيز به نوبهء خود شرايط را براى ايجاد يك انقلاب و نهضت خونين مناسب نمىديدند ، ولى به شيوهء ديگر با دستگاه اموى مبارزه مىكردند ، ما به عنوان نمونه به روايتى مفصّل در اين باب مىپردازيم ، از امام صادق ( ع ) روايت شده است كه فرمود : در يكى از سالها هشام بن عبد الملك به سفر حج رفت ، در اين سال من و پدرم محمد بن على ( ع ) نيز به حج رفتيم ، پدرم فرمود : سپاس خدايى كه به حقّ محمد ( ص ) را به پيامبرى برگزيد و ما را بواسطهء او گرامى داشت ، ما برگزيدگان خداوند بر خلق و بهترين بندگان و خلفاى او هستيم ، خوشبخت كسى كه از ما پيروى كند و تيره روز آن كس كه با ما به دشمنى و ستيزهجوئى برخيزد .