السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
757
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
نيز به ضرب شمشير كوفيان را با خود همراه كرد و آنها را دچار خسران دنيا و آخرت نمود . او ابتدا لشكر انبوهى را به نام جنگ با تركان و ديالمه گرد آورى كرد و سپس آنها را براى مقابله با امام حسين ( ع ) فرستاد ، تا امام را دستگير كرده و يا به قتل برسانند . فرماندهى اين سپاه با حرّ بن يزيد رياحى بود ، حرّ از امام خواست كه يا بيعت كند و يا دست بسته به كوفه آيد ، امام حسين ( ع ) پيشنهاد او را نپذيرفت و راهى ميان كوفه و مدينه را انتخاب كرد ، حرّ نامهاى به ابن زياد نوشت و ابن زياد دستور مقابله و جنگ با امام حسين ( ع ) را صادر كرد ، در نتيجه سپاهى متجاوز از سى هزار نفر به مقابله با امام شتافت و اين دو سپاه در محلى به نام كربلا با يك ديگر رو به رو شدند [ 1 ] . روز نهم محرّم بود كه نامه ابن زياد به عمر بن سعد فرماندهء سپاه بنى اميّه رسيد ، ابن زياد در اين نامه فرمان داده بود كه نخست آب را بر حرم رسول اللَّه ببندد و سپس با آنان جنگ كند . امام حسين ( ع ) يك شب از آنها مهلت خواست و در آن شب تا سپيدهء صبح به تلاوت قرآن و اقامهء نماز و مناجات با قاضى الحاجات پرداخت . چون روز دهم محرّم فرا رسيد ، سپاه يزيد بر خيمهگاه امام ( ع ) يورش آوردند ، هفتاد و دو تن از ياران دلاور امام حسين ( ع ) جملگى به مقاومت و مبارزه پرداختند و پس از آنكه دلاوريهاى بيشمارى از خود نشان دادند ، يكى پس از ديگرى به خون خويش غلطيدند . برادران امام و در رأس ايشان حضرت ابو الفضل العباس ( ع ) نيز در اين ميدان پايمردى بسيار به خرج داده و پس از دلاوريهاى بىنظير به شهادت رسيدند . على اكبر ، فرزند ارشد امام حسين ( ع ) نيز شربت شهادت نوشيد ، در حالى كه شبيهترين مردم به رسول خدا ( ص ) بود و كوفيان با ديدن او مىگريختند و فرياد مىزدند ، به خدا سوگند رسول خدا ( ص ) به جنگ و مقابلهء ما آمده است !
--> [ 1 ] البته حرّ بن يزيد رياحى ، قبل از رويارويى دو سپاه به حكم فطرت پاك خود پاسخ داد و با توبهاى خالصانه به لشكر امام حسين ( ع ) پيوست و در صف شهيدان كربلا قرار گرفت ، مزار او در شهر كربلا اكنون زيارتگاه عاشقان ابا عبد اللَّه الحسين ( ع ) است .