السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

752

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

ابيه را بر كوفه و بصره مسلّط ساخت و حكومت او به معنى قتل و ارعاب و شكنجه شيعيان بود . در آن شرايط دشوار ، امام حسين ( ع ) دست به اقدام متهوّرانه و مؤثرى زد كه باعث شد معاويه تا حدّى اعمال پليد خود را كنترل كند ، آن حضرت ابتدا مجلسى از شيعيان و اصحاب رسول خدا ( ص ) و تابعان ترتيب داد و در آن مجلس به ذكر فضائل على ( ع ) و خاندان بزرگوار خود پرداخت و ياد و خاطرهء امير مؤمنان على ( ع ) را در ذهن حاضران زنده ساخت و در پايان گفتار خود همهء اصحاب و تابعان را بر صدق گفتار خود گواه گرفت و همه حاضران اين مطالب را تأييد كردند ، سپس امام ( ع ) آنها را به حقّ خدا و حقّ رسول خدا ( ص ) سوگند داد كه اين مطالب را به مردمانى كه به ايشان اعتماد دارند در شهرها و قبايل ديگر ابلاغ كنند ، اين نقشه مانع مناسبى در برابر طغيان معاويه در سبّ على ( ع ) بود [ 1 ] . در مرحلهء دوّم امام حسين ( ع ) كاروان تجارى مزدوران معاويه را كه از مدينه مىگذشت به عنوان حقّ شرعى خود مصادره نمود و سپس نامه‌اى به معاويه نوشت و اين امر را به آگاهى او رساند ، اين اقدام يك عمل متهورانه و دليل آشكار مخالفت امام حسين ( ع ) با حكومت معاويه بود ، امّا معاويه با زيركى دريافت كه در شرايط حاكم چاره‌اى جز اغماض ندارد ، لذا در پاسخ امام نامه‌اى نوشت كه در آن به جايگاه و الا و جلالت قدر امام حسين ( ع ) اشاره كرده بود و اعلام كرد كه نمىخواهد به آن حضرت گزندى برسد ، امّا امام حسين ( ع ) كه از فجايع معاويه در حقّ شيعيان به خوبى آگاهى داشت ، نامهء ديگرى به معاويه نوشت و در آن نامه به يكايك اعمال پليد او اشاره كرد و بدينسان تازيانه عذاب خود را بر گردهء معاويه و اقمار او فرود آورد ، بدينسان امام حسين ( ع ) تنها نداى حق‌ّطلبى بود كه در آن زمان در برابر هر تجاوز و ستمى رعد آسا مىغرّيد و در برابر اعمال متجاوزانه عمّال بنى اميّه مقاومت و ايستادگى مىكرد و بسيارى از انديشمندان و نام آوران را به ايجاد انقلاب و شورش بر عليه حكومت معاويه ترغيب و تشويق مىنمود ، امّا اغلب آنها منافع خود را بر مصالح دين ترجيح

--> [ 1 ] چون معاويه به عاملان خود دستور داده بود بر روى منابر ، على ( ع ) را سبّ نموده و دشنام دهند . ( مترجم )