السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

728

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

پاسخ فرمود : به خدا سوگند ، در حالى به سر مىبرم كه دنياى شما در نظرم ناخوشايند است و از مردانتان خشمگينم ، زشتى و پليدى بر سست رأيان و ياوه گويان و بزدلان ، چه بد است توشه‌اى كه براى آخرت خود پيش فرستادند ، چون خداوند بر آنها خشم خواهد گرفت و جاودانه در عذاب خواهند زيست ، آخر اينها براى چه خلافت را از مجراى خود منحرف خواستند ؟ به خدا سوگند آنان جز به جهت ترس از شمشير و جنگاورى على و شجاعتهاى او در راه خدا از او كينه به دل ندارند ، به خدا سوگند اگر زمام مركب خلافت را كه رسول خدا ( ص ) به على سپرده بود در دست او مىگذاردند و از وى پيروى مىكردند ، به خوبى آنان را هدايت مىكرد و نمىگذاشت از مسير حقّ و صراط مستقيم منحرف شوند . حتّى در روايات نقل شده فاطمه زهرا ( س ) شبانه در كنار حسنين بر روى شتر مىنشست و بر در خانه تك تك اصحاب و ياران رسول خدا ( ص ) مىرفت و از آنها مىخواست على ( ع ) را تنها نگذارند و بيعت سابق را تجديد كنند ، امّا بيشتر آنها در برابر سخنان قاطع و محكم فاطمه ( س ) فقط بزدلانه سر به زير افكنده و عرق شرم مىريختند ، امّا از يارى آن حضرت دريغ مىكردند . شهادت فاطمه زهرا ( س ) : دورانى كه فاطمه زهرا ( س ) پس از پيامبر اكرم ( ص ) سپرى كرد ، بسيار سخت و هولناك بود ، او يكّه و تنها در برابر تند بادهاى سهمگين ايستاد و حتّى امام على ( ع ) قهرمان شكست ناپذير و استوانه محكم اسلام نيز به جهت موقعيّت خاصّ آن دوران نمىتوانست در كنار فاطمه ( س ) در اين مقاومت شركت كند ، بنا بر اين فاطمه زهرا ( س ) در حالى كه فقط 18 بهار از عمرش مىگذشت پايمردانه به مقاومت ايستاد و على ( ع ) را به مبارزه مىطلبيد . بعد از وفات رسول خدا ( ص ) زمانى كه حضرت امير ( ع ) در حال كفن و دفن پيامبر ( ص ) بود توطئه چينان در طلب مقام و رياست در سقيفه اجتماع كردند و به بهانهء جوانى على ( ع ) و عدم پذيرش مردم ، خلافت را از محور آن خارج كرده و با ابو بكر بيعت نمودند ، آنگاه به عنوان نخستين اقدامات كينه‌جويانه و براى آنكه جناح على ( ع ) از نظر مالى در مضيقه باشد با ساخت حديثى مجعول مبنى بر اينكه پيامبران ارث نمىگذارند ! فاطمه ( س ) را از ميراث باارزش پدر يعنى منطقهء فدك و در آمدهاى