السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
718
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
از شرّ شيطان رانده شده در پناه تو قرار مىدهم ) . آنگاه فاطمه زهرا ( س ) را بر اشتر پيامبر ( ص ) نشاندند ، زنان پيامبر اطراف مركب را گرفتند و با خواندن اشعار شاد در حمد الهى و مدح پيامبر ( ص ) و فاطمه ( س ) و على ( ع ) به مجلس شور و گرمى مىبخشيدند ، افسار شتر بدست سلمان بود و پيامبر خود در پيشاپيش اشتر حركت مىكرد و وقتى شتر به خانه على ( ع ) رسيد ، پيامبر ( ص ) پيش رفت و فاطمه ( س ) را از مركب پياده نمود ، آنگاه دست او را گرفت در دست على نهاد و سپس با سخنان گهر بار خويش بذر عشق و محبّت را با تعريف و تمجيد از آنها در دل ايشان كاشت . بدينسان ارزشمندترين خانهء تاريخ بنيان نهاده شد ، خانهاى كه اعضاى آن در تمام طول تاريخ بىمانند بوده و مىبايست مهد پرورش امامان و هاديان راه بشر باشد . خانهدارى و همسر دارى فاطمه ( س ) : در خانهء على ( ع ) عشق و محبّت عميق موج مىزد و على و فاطمه در عمل در كنار يك ديگر بار زندگى را بر دوش مىكشيدند ، على آب و هيزم و آذوقه فراهم مىنمود و زهرا آرد تهيّه كرده و نان مىپخت و خانه را رفت و روب مىنمود . فاطمه زهرا ( س ) زندگى زاهدانه و غذاى ناگوار و لباس درشت بافت و خشن را تحمّل مىنمود و فقط رضايت خدا و رضايت رسول خدا و همسر گرامى خود را در مدّ نظر داشت . از امام على ( ع ) نقل شده است : فاطمه در خانهء من بود ، در حالى كه از تمام كسان پيامبر ( ص ) در نزد او عزيزتر و محبوبتر بود ، او آنقدر با مشك ، آب آورده بود كه سينهاش مجروح شده بود و آنقدر به دست خود آسياب كرده بود كه دستانش خشن گشته بود و خانه را آنقدر رفته بود كه لباسهايش خاك آلوده شده بود و آنقدر زير ديگ را روشن كرده بود كه جامههايش چركين و دود آلود شده بود و بسيار لاغر و نزار گشته بود . به همين جهت به نزد رسول خدا ( ص ) رفت و خواستار كنيزى شد كه در كارهاى منزل به وى كمك كند ، آن حضرت فرمود : من به تو چيزى مىآموزم كه بيش از كنيز به حال تو سودمند است ، وقتى از نماز فارغ شدى ، پيش از آنكه به چپ و راست خود بنگرى 34 بار اللَّه اكبر بگو و 33 مرتبه الحمد للَّه بگو و 33 مرتبه هم بگو سبحان اللَّه ،