السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

707

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

ماجراى خوارج و جنگ نهروان : بعد از ماجراى فضاحت بار حكميّت تندروهاى جاهل به جاى آنكه از مواضع گذشتهء خود پشيمان شده و سر به فرمان امام نهند ، دوباره در مقابل امام موضعگيرى كردند و جاهلانه فرياد بر آوردند : ما به اين پيمان راضى نيستيم و لا حكم الّا اللَّه ما فقط حكم خدا را قبول داريم ! و نمىبايست ابو موسى و عمرو عاص در اين مورد حكم مىشدند ، هر قدر امام آنها را اندرز داد كه اكنون كار از كار گذشته و نمىتوان پيمان را نقض كرد ، ( چون خدا را بر آن پيمان وكيل كرده بودند ) . آنها نپذيرفتند و فقط خواستار جنگ شدند و به امام تكليف كردند : تو هم مثل ما به درگاه خدا توبه كن ، و گر نه ما از تو برائت مىجوئيم ! امام ( ع ) ابن عباس را براى مباحثه و استدلال منطقى و قرآنى بسوى ايشان فرستاد ، امّا گفتگو با آنها ثمرى نداشت ، سپس خود به سوى آنان رفت و آنان را اندرز داد و فرمود : اين شما بوديد كه مرا به اجبار به قبول خلافت و سپس قبول حكميّت وادار كرديد ، پس چرا اكنون به مخالفت با من مىپردازيد ؟ ! آنها با شنيدن سخنان امام اندكى نرم شده و دست از مخالفت برداشتند و با امام به سوى كوفه بازگشتند ، امّا در مسير بازگشت ، اشعث سر كرده منافقان و خيانتكاران به تحريك آنان پرداخت و آنها را از همراهى با امام باز داشت ، پس از اين ماجرا ، آنها به منطقه‌اى به نام ( نهروان ) رفتند و در آنجا با هر كس مواجه مىشدند كه امير المؤمنين را تأييد مىكرد خون او را مباح مىشمردند و او را به قتل مىرساندند ، بدينسان كار فساد و تباهى ايشان بالا گرفت و امام ( ع ) به قصد خاموش كردن فتنهء آنها بسوى نهروان لشكر كشيد ، ابتدا از راه گفتگو و خطابه با آنها اتمام حجّت نمود و ايشان را به سلم و صلح فرا خواند ، امّا آن گروه نادان فقط با تير و شمشير ، گردن كشيده و خواهان جنگ شدند ، امام ( ع ) قبل از جنگ نادان فقط با تير و شمشير ، گردن كشيده و خواهان جنگ شدند ، امام ( ع ) قبل از جنگ فرمود : آنان كشته مىشوند ، فقط نه نفر از آنها مىمانند كه فرار را اختيار خواهند كرد ، جنگ آغاز شد و ياران امام بر آنها هجوم بردند و در مدّت كوتاهى يكايك اين گروه طاغى و جاهل مقدس مآب را از دم شمشير سيراب كردند ، و همان شد كه امام ( ع ) فرموده بود ، فقط از آن جمعيّت نه نفر باقى ماند و ما بقى فرار كردند ، امّا انديشه‌هاى اين فرقه افراطى و انحرافى با كشته شدن افرادش از بين نرفت و عقده و كينه‌هاى چركين خوارج و منافقان و همفكران اشعث سرانجام دست بدست هم داده و از