السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

701

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

عبارت بودند از ، ( على ( ع ) ، عبد الرحمن بن عوف ، عثمان ، طلحه ، زبير و سعيد بن ابى وقّاص ) از تركيب اين شورا و وصيّت عمر واضح بود كه رأى سه نفرى كه عبد الرحمن بن عوف در ميان آنها بود پذيرفته مىشد و مسلّم بود كه عبد الرحمن ، داماد خود ، عثمان را بر ديگران ترجيح مىداد . و از آنجا كه اگر على ( ع ) به خلافت مىرسيد ، تمام اصول و مبانى دو خليفهء پيشين را از هم مىپاشيد ، عبد الرحمن بن عوف ، براى آن حضرت شرط قرار داد كه اگر به سيرهء شيخين عمل كند او را براى خلافت انتخاب خواهد كرد ، امّا امام اين شرط را ردّ كرد ، چون در راه حقّ قاطع و انعطاف ناپذير بود ، در نتيجه كار خلافت به نفع عثمان انجام شد و امام ( ع ) در حالى كه از شورا بيرون مىآمد ، فرمود : ( ما اهل بيت نبوّت و معدن حكمت و امان مردم روى زمين و وسيله نجات كسانى هستيم كه ما را طلب كنند ، ما صاحب حقّى هستيم كه اگر آن را به ما بدهند خواهيم گرفت و اگر آن را از ما منع كنند بر گرده شترها سوار مىشويم [ 1 ] ) با به خلافت رسيدن عثمان ، موازنهء قدرت به نفع بنى اميّه تغيير كرد ، او بنى اميّه را بر گردهء مردم سوار كرد و ولايت شهرهاى مختلف را به آنان سپرد و آنان را بر جان و مال مردم مسلّط نمود و آنقدر در حقّ ايشان حاتم بخشى كرد كه كم كم مردم به ستوه آمدند و انقلابى قهرآميز شكل گرفت ، سرانجام مردم از هر گوشه مملكت اسلامى گرد آمدند و با هزار مرد مسلّح رهسپار مدينه شدند تا عثمان را تحت فشار قرار دهند ، در آن دوران اهل كوفه خواستار خلافت زبير و اهل بصره خواستار خلافت طلحه بودند ، امّا مردم مصر هواخاه امام على ( ع ) بودند . امام على ( ع ) اگر چه اقدامات عثمان را ناپسند مىشمرد ، امّا اين جريان شكل گرفته را نمىپسنديد و كوشش فراوانى نمود تا اقدامات عثمان را اصلاح كرده و آتش برخاسته را خاموش كند ، لذا پس از مذاكره مردم به نزد عثمان رفت و خواسته‌هاى مردم را مطرح نمود ، عثمان كه خشم مردم را جدّى مىديد ، به امام قول داد از رفتار گذشته دست بردارد و مطابق ميل مردم رفتار كند و در اين رابطه پيمان نامه‌اى را امضاء و ممهور نمود ، امّا از طرف ديگر نامه‌اى خطاب به كارگزاران خود نوشت كه آنها را به

--> [ 1 ] يعنى از حقّ خود چشم پوشى كرده و مترصّد احقاق حق خويش مىنشينيم .