السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
698
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
تكفين آن حضرت اهتمام نمود ، ليكن در گوشهاى ديگر از شهر مدينه توطئهاى در حال شكلگيرى بود . بايد دانست كه پس از وفات پيامبر ( ص ) سه خط عمدهء سياسى در جزيرة العرب وجود داشت : 1 - خط امام على ( ع ) كه بسيارى از انصار و بعضى از مهاجران با آن همسو بودند ، 2 - خط ساير مهاجران و بعضى از انصار ، 3 - خط بنى اميّه به رهبرى ابو سفيان . خط سوّم ، على رغم مطرود بودن به علّت وجود مردان قوى و مقتدر و ثروتهاى بسيار ، نقش مهمّى در رويدادهاى بعدى داشت ، اين خط ابتدا كوشيد با خط اوّل هم پيمان شود ، امّا على ( ع ) كه در راه خدا مردى انعطاف ناپذير و قاطع بود از ائتلاف با آنها خوددارى كرد و به اين ترتيب خط دوّم كه از نفوذ و تسلّط بيشترى برخوردار بود توانست با سوء استفاده از موقعيّت وفات پيامبر ( ص ) بر جزيرة العرب مسلّط شود و از ساير مردم براى خليفهء اوّل بيعت گرفتند . امام على ( ع ) پس از اين واقعه نخواست شمشير بردارد و از حقّ خود دفاع كند و اين امر دو علّت داشت : 1 - اينكه ياران حضرت آمادگى لازم براى چنين مقابلهاى را نداشتند . 2 - بيم آن مىرفت كه نهال اسلام كه هنوز كاملا پا بر جا نگشته بود ، با خطر مواجه شده و از اساس ريشه كن شود و تازه مسلمانان راه ارتداد در پيش گيرند . البته امام در صدد مطالبهء حقّ خويش برآمد و شبانه همراه حسنين و حضرت زهرا ( س ) نزد مهاجران و انصار رفته و آنان را به وصيّت پيامبر تذكّر مىداد ، امّا اغلب آنان از بيم جان خود ، اگر چه با زبان بر حقّ بودن امام ( ع ) را اعتراف مىكردند ، امّا در عمل از يارى او عذر مىخواستند و به جز چهار يا پنج نفر از ياران خالص كسى حاضر به جانفشانى در راه امام ( ع ) نبود ، ( سلمان ، ابو ذر ، عمّار ، مقداد ) ، همين عدّه اندك بنا به فرمايش امام ( ع ) به سوى ابو بكر رفتند و آنچه از رسول خدا ( ص ) در بارهء امام على ( ع ) شنيده بودند براى او باز گفتند تا حجّت امير المؤمنين محكمتر شده و جاى عذرى براى او باقى نماند ، آنها با كمال شجاعت و صراحت در حضور شيخين از حقانيّت امام على ( ع ) دفاع كردند و يك به يك حجّتهاى خود را باز گفتند و ابو بكر بر فراز منبر خاموش نشسته بود ، عاقبت گفت : ( من خلافت شما را به عهده گرفتهام ،