السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
69
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
اى آسمانها و اى زمين كداميك از شما تحمّل پذيرش اين بار گران را دارد و چه كسى مىتواند ادّعاى چنين منزلتى را براى خود بنمايد ؟ آنگاه آسمانها و زمين و كوهها از پذيرش آن امتناع كرده و از ادّعاى منزلت ايشان و آرزوى موقعيّت ممتاز آنان ، پروا نمودند ، تا وقتى كه خداوند عزّ و جل آدم و حوّا را آفريد و آنها را در بهشت مسكن داد و به ايشان گفت : از هر چه مىخواهيد بخوريد ، ولى به اين درخت گندم نزديك نشويد كه از ستمكاران خواهيد شد ، ولى آن دو به منزلت محمّد و على و فاطمه و حسن و حسين و ائمه بعد از ايشان نظر كرده و آن را والاترين منازل اهل بهشت يافتند و گفتند : پروردگارا اين منزلت از آن كيست ؟ خداى جل جلاله فرمود : سرتان را بلند كرده و به ساق عرش نگاه كنيد ، وقتى نظر كردند اسماء نورانى پيامبر و على و فاطمه و حسن و حسين و ائمه و اولاد اطهر امام حسين ( ع ) را مشاهده كردند كه بر ساق عرش نوشته شده بود ، گفتند : پروردگارا منزلت آنها نزد تو چقدر است ؟ فرمود : اگر ايشان نبودند ، شما را نمىآفريدم ، پس بر حذر باشيد از اينكه به آنها به ديدهء حسد بنگريد يا آرزوى منزلت آنان در نزد من را داشته باشيد كه در اين صورت مرتكب عصيان من شده و از ستمكاران خواهيد بود ، گفتند : پروردگارا ستمكاران چه كسانى هستند ؟ خطاب رسيد : آنها مدّعيان به ناحقّ منزلت ايشان هستند ، آدم و حوّا گفتند : پروردگارا جايگاه ظالمين بر آنها را در آتش دوزخت به ما نشان بده همانطور كه منزلت آنها را در بهشت تو مشاهده كرديم ، آنگاه خداى تعالى به آتش امر كرد تا انواع عذاب خود را به آنها نشان دهد ، سپس خداوند به آدم و حوّا وحى كرد كه : اى آدم و حوا مبادا به نور حجّتهاى من به ديدهء حسد نظر كنيد ، چون در اين صورت شما را از جوار خود هبوط مىدهم ، امّا شيطان آن دو را وسوسه كرد و براى آنها سوگند خورد كه من خير خواه شما هستم ، آنگاه شيطان آنها را واداشت تا منزلت آن ارواح را آرزو كنند ، پس آدم و حوا با نظر حسد به آنها نگريستند و بدنبال آن از ساقهء گندم تناول كردند و در محل آن گندمها جو روييد ، پس اصل گندم از همان گندمهايى بود كه آنها باقى گذاشته و نخوردند و اصل جو از جوهايى است كه به جاى گندمى كه آنها خوردند روييد ، و وقتى كه آنها گندمها را خوردند تمام پوشش و زيورهايشان از بدنشان زايل شد و عريان باقى ماندند . پس به ايشان ندا رسيد : ( آيا من شما را از اين درخت نهى نكردم و به شما نگفتم