السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

621

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

يهود گفتند : حال بگو آن حيوانات ( خروس ، درّاج ، و . . . . . ) چه مىگويند ؟ امير مؤمنان ( ع ) فرمود : درّاج مىگويد : ( الرحمن على العرش استوى ، خداى رحمان بر عرش مستقرّ شد ) ، خروس مىگويد : ( اذكروا اللَّه يا غافلين ، اى غافلان خدا را ياد كنيد ) ، اسب مىگويد : ( اللّهم انصر عبادك المؤمنين على عبادك الكافرين ، خداوندا بندگان مؤمن خود را در برابر بندگان كافرت يارى كن ) . الاغ ماليات‌گيرندگان به ناحق را لعنت مىكند و در چشم شيطان نعره مىكشد ، قورباغه مىگويد : ( سبحان ربى المعبود في لجج البحار ، منزّه است خدايى كه در اعماق درياها پرستش مىشود ) ، و چكاوك مىگويد : ( اللّهم العن مبغضى محمّدا و آل محمّد ، خدايا دشمنان محمّد و آل محمّد را لعنت كن ) . در اين لحظه دو نفر از سه تن علماى يهود ايمان آورده و گفتند : ( اشهد ان لا إله الّا اللَّه وحده لا شريك له و اشهد انّ محمّدا عبده و رسوله ) دانشمند سوّمى درنگ كرد و گفت : اى على ، همان احساسى كه در قلب يارانم ايجاد شد در من نيز به وجود آمده ، امّا خصلتى باقى مانده كه در بارهء آن از تو سؤال مىكنم ، به من از قومى خبر بده كه در گذشتگان بودند و مدّت سيصد و نه سال مردند ، سپس خداوند آنها را زنده كرد ، ماجراى آنها چه بود ؟ على ( ع ) فرمود : ( لا حول و لا قوّة الّا باللَّه العلىّ العظيم ) اى برادر يهودى ، محمّد ( ص ) براى من باز گفت كه در سرزمين روم شهرى به نام ( افسوس ) بود كه پادشاه صالحى داشت ، امّا پادشاه آنها وفات يافت و مردم دچار تفرقه و اختلاف كلمه شدند ، پادشاهى از پادشاهان فارس به نام ( دقيوس ) ماجراى آنها را شنيد و با صد هزار لشكر بسويشان آمد و شهر ( افسوس ) را فتح كرد و آنجا را پايتخت خود قرار داد و در آنجا قصرى بنا كرد كه طول و عرض آن يك فرسخ بود و در آن قصر جايگاهى قرار داد كه طول و عرض آن هزار ذراع بود و جنس آن از بلور تراشيده شده بود و در آن جايگاه چهار هزار استوانه طلائى و هزار قنديل طلايى با زنجيره‌هايى از جنس نقره ايجاد كرد كه همگى با خوشبوترين روغنها مىسوختند و در قسمت شرقى جايگاه هشتاد پنجره قرار داشت كه وقتى نور خورشيد طلوع مىكرد در پيرامون تخت مىچرخيد و مىدرخشيد و در ميان آن جايگاه تختى از جنس طلا با پايه‌هاى نقره و جواهر قرار داده و بر آن جلوس كرد و هشتاد كرسى