السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

608

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

( باب بيستم ( در ماجراى يونس و پدرش متى ) ) تفسير ( على بن ابراهيم ) از ابن ابى عمير از جميل نقل مىكند : امام صادق ( ع ) به من فرمود : خداوند عذاب را از هيچ قومى بر طرف نساخت ، مگر قوم يونس و جريان به اين صورت بود كه يونس ( ع ) آنها را به توحيد و اسلام فرا خواند ، امّا آنها ابا كردند ، پس يونس تصميم گرفت آنها را نفرين كند ، ليكن در ميان آنها دو مرد عابد و دانشمند وجود داشت به نامهاى مليخا و روبيل ، مرد عابد يونس را بر نفرين قوم ترغيب كرد ، امّا مرد دانشمند او را از اين عمل نهى نمود و گفت : قومت را نفرين نكن ، چون خداوند با اينكه دوستدار هلاك بندگان خود نيست دعاى تو را اجابت مىكند ، امّا يونس قول عابد را پذيرفت و ليكن قول دانشمند را قبول نكرد و قومش را نفرين نمود ، خداوند هم به او وحى نمود كه عذاب در فلان تاريخ روى مىدهد ، وقتى زمان عذاب نزديك شد ، يونس به همراه مرد عابد از ميان قوم خارج شد ، ليكن مرد عالم در ميان قوم باقى ماند ، وقتى روز عذاب فرا رسيد مرد عالم به مردم گفت : اى قوم به درگاه الهى جزع و فزع و تضرّع كنيد ، شايد به شما رحم كند و عذاب را از شما بر طرف سازد ، مردم گفتند : چه كنيم ؟ عالم گفت : بسوى بيابان برويد و ميان زنان و كودكانتان جدايى افكنيد و شتران مادّه را از كرّه‌هايشان جدا كنيد و ميان دامها و بچه‌هايشان نيز چنين كنيد ، سپس به دعا و گريه و تضرّع بپردازيد و سر به سجده گذاريد و طلب رحمت كنيد ، مردم چنين كردند ، خداوند به آنان رحمت نمود و عذاب را از ايشان بر طرف نمود و بر كوهها وارد كرد . بعد از فرود عذاب بر كوه يونس به دهكده بازگشت تا نتيجهء نزول عذاب را ببيند ، امّا با كمال تعجّب دهقانان را در حال زراعت ديد ، به آنها گفت : قوم يونس چه كردند ؟ آنها كه يونس را نمىشناختند ، گفتند : يونس به آنها نفرين نمود ، خداوند هم دعاى او را اجابت كرد و نشانه‌هاى عذاب ظاهر شد ، امّا آنها اجتماع كرده و گريه و زارى نمودند و به درگاه الهى دعا كردند ، خداوند هم به آنها رحمت نمود و عذاب را از آنها بر طرف كرد و بر كوهها نازل نمود ، و اكنون آنها در طلب يونس هستند تا به او ايمان بياورند ، امّا يونس غضبناك شد و با حالت خشم به كنار دريا رفت ، در آنجا متوجّه يك كشتى در حال عبور شد و از آنها درخواست نمود تا او را همراه خود