السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
603
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
پرسيد ، دانيال فرمود : يعنى حكومت تو زايل شده و خودت تا سه روز ديگر توسط مردى از نژاد فارس به قتل مىرسى . بخت النصر گفت : من هفت شهر در اختيار دارم كه بر در هر يك نگهبانان گماردهام و به علاوه مرغابيهاى مسينى بر دروازه نصب كردهام كه هر كس وارد شهر شود به صدا در مىآيند ، چگونه چنين چيزى ممكن است ؟ دانيال گفت : امر همانست كه گفتم . سپس پادشاه سپاهيان خود را گسيل داشت و به آنها فرمان داد هر كس را كه مشاهده كرديد به قتل برسانيد و به دانيال گفت : تو تا سه روز در نزد من باش ، اگر سه روز گذشت و اتّفاقى روى نداد تو را خواهم كشت ، وقتى عصر روز سوّم فرا رسيد ، بخت النصر بسيار غمگين بود ، با پسر بچهاى كه او را به فرزندى گرفته بود مواجه شد - و آن پسر از اهالى فارس بود ، ولى بخت النصر نمىدانست - شمشير خود را به او داد و به وى گفت : پسرم هر جنبندهاى را در اينجا مشاهده كردى او را به قتل برسان ، حتّى اگر من باشم و اين جمله را براى تأكيد فرمان خود ادا كرد ، امّا پسر كه متوجّه منظور او نشده بود شمشير را گرفت و با آن ضربهاى به بخت النصر وارد كرد و او در اثر همان ضربه جان سپرد ، ( اين بود ماجراى دانيال نبى و بخت النصر ) . امّا در خصوص پيامبرى كه ماجراى آن در ابتداى فصل ذكر شد اختلاف شده ، بعضى او را عزير دانستهاند ، ( مطابق قول امام صادق ( ع ) ) و بعضى اين ماجرا را به ارميا نسبت دادهاند ( مطابق قول امام باقر ( ع ) ) و بعضى او را خضر ( ع ) دانستهاند . امّا گروه دوّم مىگويند : ارمياى نبى در حالى كه سوار بر دراز گوشى بود و مقدارى انجير و عصارهء ميوه همراه داشت از كنار قريهاى مىگذشت مشاهده كرد درندگان خشكى و دريا و هوا از جنازه و لاشه مردگان ارتزاق مىكنند ، ساعتى انديشه كرد و سپس با تعجّب گفت : چگونه خداوند اين جنازههاى متلاشى شده و متفرق الاجزاء را زنده مىكند ؟ پس خداوند او و حمارش را به مدّت صد سال ميراند و پس از آن او را زنده ساخت ، ابتدا چشمهاى او روح يافت و به آسمان نظر كرد ، خطاب شد ، چه مدّت درنگ كردهاى ؟ او با نگاه به آسمان گفت : يك روز يا بخشى از يك روز ، امّا خطاب رسيد : تو صد سال درنگ كردهاى به حمارت نگاه كن كه چگونه استخوانهاى پوسيده او به موجودى زنده تبديل مىشود و به غذايت نگاه كن كه فاسد نشده و اين امر براى آنست كه تو نشانهاى براى مردم باشى و بدانى كه خداوند بر هر امرى تواناست .