السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

591

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

روى زمين استراحت كرد ، ساعتى گذشت ، عيسى گفت : خدايا آرزو را به او بازگردان ، پس پير مرد برخاست و با بيل مشغول كار شد . عيسى ( ع ) از او پرسيد ، چرا قبلا دست از كار كشيدى و چرا اكنون مشغول كار شدى ؟ پير مرد گفت : وقتى در حال كار بودم ، ندايى در نفسم گفت : پير مرد تا كى به كار و تلاش مىپردازى ؟ آن وقت بيل را افكندم و دراز كشيدم ، امّا ناگهان ندايى در درونم گفت : به خدا قسم تا وقتى زنده‌اى چاره‌اى جز كار و تلاش ندارى ! پس برخاستم و بيل را برداشته و مشغول كار شدم .