السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

574

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

( علل الشرائع ) از وهب نقل مىكند : وقتى درد زايمان مريم را فرا گرفت او در زير تنهء خشكيدهء خرمايى نشست و از سرما دچار لرزه شد ، پس يوسف نجّار براى او هيزم آورد و در اطراف او آتش افروخت و هفت دانه گردو را به مريم داد تا از آن تناول كند ، به همين جهت نصارى در شب ميلاد مسيح آتش مىافروزند و گردو تناول مىكنند . از امام باقر ( ع ) نقل شده : ابليس در شب ميلاد عيسى ( ع ) آمد و به او گفته شد ، امشب پسرى متولّد مىشود كه هيچ بتى روى زمين نمىماند جز آنكه او آن را بر زمين مىافكند ، پس ابليس شرق و غرب را در جستجوى او زير پا نهاد ، سرانجام او را در خانه‌اى يافت ، در حالى كه ملائكه او را در بر گرفته بودند ، خواست نزديك او شود ، ملائكه فرياد زدند : دور شو ! ابليس گفت : پدر اين طفل كيست ؟ ملائكه گفتند : او مانند آدم بدون پدر متولّد شده ، ابليس گفت : هر آينه بواسطهء او چهار ، پنجم مردم روى زمين را گمراه مىكنم . از آن حضرت ( ع ) نقل شده : وقتى هفتاد زن آزاد به مريم ( س ) بىاحترامى كرده و نسبت زنا دادند و گفتند : ( لقد جئت شيئا فريّا ) خداوند عيسى ( ع ) را به سخن در آورد و او فرمود : واى بر شما كه به مادر من تهمت مىزنيد ، ( من بندهء خدا هستم كه به من كتاب داده شده [ 1 ] ) و به خدا سوگند هر يك از شما را به سبب تهمتى كه به مادرم زديد ، حد مىزنم . حكم مىگويد : از حضرت پرسيدم : آيا عيسى بعد از آن ، آنها را تازيانه زد ؟ حضرت فرمود : آرى به حمد و منّت الهى چنين كرد . ( علل الشرائع ) با استناد به وهب يمانى مىنويسد : مردى يهودى از پيامبر ( ص ) سؤال كرد : اى محمّد تو در علم الهى قبل از اينكه آفريده شوى ، پيامبر بوده‌اى ؟ ! پيامبر ( ص ) فرمود : آرى ، يهودى گفت : و اين اصحاب تو هم قبل از آفرينش مقدّر بوده كه تو را تصديق كنند ؟ فرمود : آرى ، يهودى گفت : پس چرا تو مثل عيسى وقتى از شكم مادرت متولّد شدى به اندرز و حكمت سخن نگفتى ؟ ! پيامبر ( ص ) فرمود : امر من با عيسى ( ع ) متفاوت بود ، خداوند او را بدون پدر از مادرى

--> [ 1 ] سوره مريم ، آيه 30 .