السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
562
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
( كنايه از ريشهء بدى و بيمار دلى و لقب ابليس ) من از تو درخواستى دارم ، ابليس گفت : تو گرانقدرتر از آنى كه از من درخواستى داشته باشى و من از آن دريغ بورزم ، هر چه مىخواهى بگو . يحيى ( ع ) گفت : اى ابا مرة از تو مىخواهم حيلهها و بندهايى را كه بنى آدم را با آن به بند و صيد خود مىكشانى ، بر من عرضه كنى ، ابليس گفت : با نهايت امتنان مىپذيرم ، و با او فرداى آن روز وعده نهاد ، فردا صبح يحيى در خانه منتظر او نشست و درب خانه را بر او بست ناگهان او را در هيئتى وحشتناك مشاهده كرد كه از منفذ در وارد خانه شد ، صورت او مانند ميمون و بدنش مانند خوك بود و چشمانش از هم دريده و دندانهايش دراز بود و چانه و ريشى نداشت و چهار دست داشت كه دو دست از سينهاش در آمده و دو دست روى شانهاش قرار داشت و بر روى زانو راه مىرفت و انگشتانش در پشت آن بود و قبايى به تن داشت كه در قسمت وسط با كمربند بسته شده بود و آن كمر داراى خطوطى قرمز و زرد و سبز و ساير رنگها بود و در دست او زنگولهاى بزرگ قرار داشت و بر روى سرش تخم مرغ بزرگى قرار داشت و درون آن تخم قلابى آهنين آويزان بود . وقتى يحيى ( ع ) او را ديد به وى گفت : اين كمر بندى كه به كمر بستهاى چيست ؟ ابليس گفت : اين دين مجوس است كه من آن را پايهگذارى كردم و براى آنها زينت دادم ، يحيى گفت : اين نخها و خطوط رنگارنگ چيست ؟ ابليس گفت : اينها رنگ و رو و زينت زنان است كه زنان خود را با آن مىآرايند تا مردان را با آنها دچار فتنه سازند و فريب دهند ، يحيى گفت : اين زنگى كه بدست دارى چيست ؟ اين همهء لذّتى است كه از انواع آلات موسيقى مثل تار و طنبور و طبل و نى و بربط و رباب و . . . حاصل مىشود و مردم در كنار مجلس شراب خود مىنشينند و طلب لذّت بيشترى مىكنند ، آن وقت من اين زنگ را به حركت مىآورم ، با شنيدن آن به طرب مىآيند ، بعضى مىرقصند و بعضى بشكن مىزنند و بعضى پيراهن مىدرند ، يحيى گفت : كداميك از اينها بيشتر مورد علاقه و باعث روشنى چشم تو مىباشند ، ابليس گفت : زنان ! زنان دام من هستند و من هر گاه از لعنت و نفرين افراد صالح و درستكار آزرده مىشوم به سوى زنان مىشتابم و آرامش مىيابم ! يحيى گفت : اين تخمى كه روى سر توست چيست ؟ ابليس گفت : به وسيلهء آن نفرين مؤمنين را از خود دور مىكنم .