السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

56

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

عبادى نبوده ، چون در غير اين صورت شرك محقق مىشود ، امّا آنها در اين مورد اقوال گوناگونى دارند . اوّل : اينكه اين سجده براى خداوند بود و آدم ( ع ) قبلهء سجده بوده است و اين قول ابو على جبائى و جمعى ديگر است . دوّم : اينكه سجود در لغت به معناى اطاعت و خضوع است و سجده ملائكه بر آدم به معناى خضوع و انقياد آنها براى اوست . و اين قولى بعيد و خلاف تبادر است ، چون در لفظ آيه مىفرمايد : ( پس براى او به سجده بيافتيد [ 1 ] ) و در عين حال حديث سابق نيز اين مسأله را ردّ مىكند . سوّم : اينكه سجده به جهت تعظيم و بزرگداشت آدم ( ع ) واقع شده و در حقيقت عبادت خداى سبحان بوده است ، چون به امر خدا واقع شده و اين قول ظاهرترين اقوال از نظر اخبار است . و على بن ابراهيم ، طاب ثراه گفته است كه استكبار ابليس اوّلين معصيتى بود كه خداوند به وسيلهء آن مورد عصيان واقع شد و ابليس به پروردگار عرضه داشت : پروردگارا مرا از سجده معاف كن در اين صورت تو را به عبادتى پرستش مىكنم كه هيچ فرشته مقرّب و نبى مرسلى تو را عبادت نكرده باشد و خداى متعال فرمود : من به عبادت تو احتياجى ندارم ، من مىخواهم كه تو مرا آن گونه كه اراده كرده‌ام عبادت كنى ، نه آن گونه كه خودت مىخواهى ، ولى ابليس از سجده امتناع كرد ، آنگاه خداوند به او فرمود : ( بيرون شو از بهشت كه همانا تو رانده شده هستى [ 2 ] ) ، ابليس گفت : چگونه ممكن است ، اى خداى من با اينكه تو عدالت محض هستى و ستم از تو صادر نمىشود ، پس ثواب عمل من باطل شده ؟ فرمود : خير ، و ليكن هر چه از امور دنيوى ، در برابر ثواب عملت از من درخواست كنى به تو خواهم داد ، گفت : مرا بر اولاد آدم مسلّط گردان ، فرمود : تو را مسلط كردم ، گفت : مرا مانند خون كه در رگهاى ايشان جارى است در آنها جارى نما ، فرمود : جارى نمودم ، گفت : هيچ فرزندى از ايشان متولّد نشود ، جز اينكه دو فرزند از من متولّد شود و من آنها را ببينم ، ولى آنان مرا نبينند و به هر صورتى كه اراده كنم ، بتوانم بر آنها جلوه‌گر

--> [ 1 ] سوره حجر ، آيه 29 . [ 2 ] سوره حجر ، آيه 34 .