السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
555
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
دعا و گريه عرضه داشت : خداوندا ابتداى امر مرا با خير و نيكى قرار دادى و اسباب ملك مرا فراهم آوردى و اميد و توكّل من در آينده نيز به توست ، پس حمد و سپاس شايسته توست و من هيچ عمل صالحى پيش نفرستادهام و تو نسبت به نفس من از خودم داناترى ، از تو مىخواهم موت مرا تأخير اندازى و عمر مرا طولانى گردانى و اعمال مرا در مسيرى كه خودت دوست مىدارى و مىپسندى ، قرار دهى ، آنگاه خداى متعال به شعيا ( ع ) وحى كرد : همانا من به تضرّع و زارى او رحم كردم و دعاى او را اجابت نمودم و پانزده سال به عمر او اضافه كردم . پس به نزد او برو و زخم پاى او را با شيرهء انجير مداوا كن ، چون من دواى درد او را در آن قرار دادهام و من خود او را كفايت مىكنم و بنى اسرائيل را در برابر دشمن يارى مىنمايم . وقتى صبح شد ، ديدند تمام سپاه پادشاه بابل در اردوگاه خود هلاك شدهاند و غير از پادشاهشان و پنج نفر كسى زنده نمانده ، آنها هم با مشاهده هلاكت ياران خود ترسيده و با وحشت به جانب كشور خود فرار كردند و بنى اسرائيل در خير و بركت باقى ماندند ، امّا وقتى پادشاهشان از دنيا رفت دچار بدعت شدند و هر گروهى دم از خودخواهى زدند و هر چه شعيا آنها را نهى كرد ، نپذيرفتند تا وقتى كه خداوند عذابى فرستاد و آنها را هلاك نمود . صاحب ( الكامل ) مىگويد : آوردهاند كه خداى متعال به شعيا وحى كرد ، تا در ميان بنى اسرائيل قيام كند و با وحى خدا آنها را از بدعتها نهى نمايد ، او چنين كرد ، امّا آنها با او دشمنى كردند و قصد قتل او را نمودند و او از چنگ ايشان گريخت و به جانب تنهء درختى رفت و در آن پنهان شد ، ولى شيطان گوشهاى از لباس او را كشيد و از تنهء درخت بيرون آورد و آن را به بنى اسرائيل نشان داد ، آن قوم سنگدل هم ارّهاى آوردند ، شعيا را همراه درخت از وسط ارّه كردند و او را به قتل رساندند . ( كتاب التوحيد ) از حسن بن محمّد نوفلى از امام رضا ( ع ) در محاجّه با بزرگان اديان و ملل مختلف خطاب به جاثليق مىگويد : اى نصرانى علم تو در باره كتاب شعيا چگونه است ؟ او گفت : به تك تك حروف آن علم دارم ، امام ( ع ) فرمود : آيا اين كلام او را شنيدهاى ؟ كه مىگويد : اى قوم من صورت مرد خر سوارى را مىبينم كه لباسهايى از نور پوشيده است و شتر سوارى را مىبينم كه نور او مانند نور ماه است .