السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
533
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
هديهء خود خرسند هستيد ) ، بسوى آنان باز گرد ، به زودى با سپاهى گران به سوى شما خواهيم آمد و عزيزان شما را ذليل مىسازيم ، فرستاده به نزد ملكه آمد و از قدرت الهى سليمان به او خبر داد ، بلقيس متوجّه شد كه سليمان ( ع ) پيامبر است و هيچ گريزى از او ندارند ، پس به جانب سليمان كوچ كرد . وقتى خداوند به سليمان خبر داد كه بلقيس به جانب او مىآيد ، سليمان به جنّ و انس فرمود : كداميك از شما مىتواند تخت بلقيس را قبل از آمدن او براى من بياورد ، عفريتى از جنّ گفت : من آن را قبل از اينكه از جايت برخيزى خواهم آورد ، سليمان فرمود : مىخواهم سريعتر از اين باشد ، آصف بن برخيا گفت : من آن را قبل از اينكه چشم خود را بر هم نهاده و مجددا بگشايى برايت خواهم آورد ، پس خدا را با اسم اعظم الهى خواند و ناگهان تخت بلقيس در كنار تخت سليمان ظاهر شد ، سليمان گفت : تخت او را تغيير دهيد تا ببينم آن را مىشناسد يا نه ، وقتى بلقيس آمد ، سليمان ( ع ) از او پرسيد : آيا اين تخت توست ؟ بلقيس گفت : گويا همانست ، سپس سليمان دستور داد قصرى از شيشه و بلور بسازند و آن را بر سطحى از آب قرار دهند ، سپس به بلقيس فرمود : وارد شو ، بلقيس گمان كرد كه آن قصر بر درياچهء عميقى واقع شده ، پس دامن لباس خود را بالا زد و ساق پايش آشكار شد ، كه موى زيادى بر آن روييده بود ، امّا سليمان به او گفت : اين قصر بلورين از جنس شيشه و آبگينه است ، پس بلقيس متوّجه عظمت و قدرت الهى سليمان ( ع ) شد و گفت : ( پروردگارا من به نفس خود ستم كردم و همراه سليمان تسليم پروردگار عالميان شدم [ 1 ] ) . پس سليمان ( ع ) با بلقيس ازدواج كرد و به شياطين دستور داد مادهّاى تهيّه كنند كه موى بدن را بر طرف كند و آن شياطين حمام ساختند و نوره را طبخ نمودند ، پس ساخت حمام و آسياب آبى و توليد نوره ( داروى نظافت ) از موادّيست كه شياطين براى بلقيس تهيّه كردند . در ( كافى ) از امام كاظم ( ع ) نقل شده : خداوند هيچ پيامبرى را مبعوث نكرده ، جز آنكه رسول خدا محمّد ( ص ) از وى داناتر است ، سپس فرمود : غضب سليمان ( ع ) از نبودن هدهد به جهت اين بود كه هدهد راهنماى آن حضرت براى يافتن آب بود و به
--> [ 1 ] سوره نمل ، آيه 44 .