السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

524

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

سپس مورچه گفت : تو بزرگترى يا پدرت داود ؟ سليمان گفت : البته پدرم ، مورچه گفت : پس چرا حروف نام تو از حروف نام پدرت بيشتر است ؟ سليمان گفت : نمىدانم ، مورچه گفت : براى اينكه داود جراحت دل خود را با عشق و محبت مداوا نمود و داود نام گرفت ، و تو اى پسر داود اميد داشته باش شايد به پدرت ملحق شوى ، سپس مورچه گفت : آيا مىدانى چرا از بين همهء ممالك تو مسلّط بر باد شده‌اى ؟ سليمان گفت : نمىدانم ، ملكه مورچگان گفت : مراد الهى از اين امر آن بود كه به تو بفهماند اگر اكنون باد مسخّر توست زوال و نابودى اين ملك براى تو مانند ناپايدارى و زوال باد است و در همين هنگام بود كه سليمان از گفتار حكيمانهء مورچه به خنده افتاد . در تفسير ( ثعلبى ) در ادامه مىگويد : مورچه گفت : آيا مىدانى چرا سليمان نام گرفتى ؟ سليمان گفت : خير ، مورچه گفت : به جهت اينكه سليم و خالص هستى و آنچه به تو داده شده به جهت سلامت قلب و صدر توست و هر آينه سزاوار توست كه به پدرت ملحق شوى . در اين خصوص بايد گفت : اين حديث را از روايات بسيار مشكل شمرده‌اند و در تأويل آن وجوه بسيارى آورده‌اند : قول اوّل ) معناى سخن مورچه به سليمان اين بود كه : داود ( ع ) به جهت ارتكاب ترك اولى ناراحت بود و قلبش مجروح گشت و قلب خود را با محبت خداى تعالى و عشق او مداوا نمود و لذا داود نام گرفت ، و از آنجا كه تو جانشين خلف او داراى قلبى سليم هستى ، سليمان ناميده شدى ، پس اين دو علّت سبب زيادتى نام تو بر نام پدر توست ، و از آنجا كه اين توهّم وجود داشت كه زيادتى حروف نام سليمان به سبب برترى او بر پدر اوست ، مورچه مىگويد : ترك اولاى داود موجب نقص او نبود ، بلكه سبب كمال عشق و محبّت او نسبت به پروردگار شد و اميد است كه تو هم به مقام پدرت نايل شوى و در محبّت و عشق حقّ به كمال برسى . قول دوّم ) معناى سخن او اين بود كه داود با محبّت حقّ ، قلب زخمى خود را مداوا كرد و اصل نام او ( داوى جرحه ) بود ، امّا در اثر كثرت استعمال مبدّل به داود شد ، سپس به منظور دعا كردن سليمان به او گفت : اميد دارم كه در كمال و فضل به پدرت ملحق شوى .