السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
514
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
جيب لباس خود بيرون آورد و آن را به دست خود كرد ، همان دم همه پرندگان و باد مسخّر او شدند و ملك و سلطنت او ظاهر شد و او همسر خود و والدين او را به سرزمين اصطخر برد و شيعيان بر گرد او اجتماع كردند و خداوند در امر غيبت او گشايش ايجاد كرد ، سالها حكومت نمود و وقتى زمان مرگ او فرا رسيد ، آصف بن برخيا را وصىّ خود قرار داد و مردم امر و نهى شريعت را از او دريافت مىكردند ، سپس مدّتى آصف بن برخيا نيز غايب شد ، ولى بعد از مدّتى ظهور كرد و تا مدّتها ميان آنها حكومت مىكرد ، وقتى زمان غيبت دوّم او فرا رسيد با مردم وداع كرد و زمانى كه از او در بارهء زمان رؤيت و ظهورش سؤال كردند ، گفت : شما را بر روى پل صراط خواهم ديد و سپس غائب شد ، پس از آن بلا و گرفتارى بنى اسرائيل شدّت يافت و بخت النصر بر آنان غالب شد . در حديث ديگرى آمده است ، يافتن انگشتر در شكم ماهى مربوط به زمانى است كه شياطين ملك سليمان را تصرّف كرده و انگشترى وى را به دريا انداخته بودند . ( الاحتجاج ) در حديثى نقل مىكند : فرد كافرى از امام صادق ( ع ) در بارهء مسائلى پرسش كرد ، در ميان سؤالات او يكى اين بود كه شياطين با اينكه از نظر خلقت مثل انسان داراى جسم خاكى مىباشند ، چگونه به آسمان صعود مىكنند و چطور آنها براى سليمان بن داود بناهايى را مىساختند كه از عهدهء بنى آدم خارج بود ؟ آن حضرت پاسخ داد : جسم آنها از نوعى جوهر لطيف و غذاى آنها از چشمهء تسنيم بود ، ليكن چون سليمان آنها را مسخر كرده بود ، نوعى غلظت و جسم شبيه انسان پيدا كرده بودند و دليل اين امر صعود آنها در آسمان به جهت استراق سمع است در حالى كه جسم مادّى قدرت بالا رفتن به آسمان را ندارد ، مگر با نردبان يا وسيلهء مخصوص . ( الكافى ) از امام كاظم ( ع ) نقل مىكند : سليمان بن داود ( ع ) در يك قصر هزار همسر داشت كه سيصد نفر از آنها آزاد و هفتصد نفر كنيز بودند ، و نيز فرمود : ملك سليمان ما بين شامات تا سرزمين اصطخر بود ، و آن حضرت مهمانان خود را با گوشت و نان سفيد پذيرايى مىكرد ، امّا خانوادهء او از نان سياه سبوسدار ارتزاق مىكردند و غذاى خودش جوى سبوس دار و الك نشده بود . ( قصص راوندى ) با استناد به امام صادق ( ع ) در خصوص آيه اعْمَلُوا آلَ داوُدَ