السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

493

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

تاكنون قصد گناه كرده‌اى ؟ حزقيل گفت : خير ، داود گفت : آيا تاكنون از عبادت خود دچار عجب و خود بينى شده‌اى ؟ او گفت : خير ، داود گفت : آيا تاكنون تمايلى به دنيا و شهوات و لذّات آن داشته‌اى ، حزقيل گفت : آرى ، بسيارى اوقات اين حالت بر قلب من عارض مىشود ، داود گفت : آن وقت چه مىكنى ؟ حزقيل گفت : وارد اين درّه مىشوم و از آنچه در آنجاست عبرت مىگيرم ، پس داود هم وارد آن درّه شد و در آنجا تختى از آهن را ديد كه روى آن جمجمه‌اى بزرگ و استخوانهايى پوسيده و لوح آهنى ديد كه روى آن نوشته بود : من اورى بن سلم ، صاحب و پادشاه هزار شهر بودم و هزار شهر را بنا كردم و هزار دختر بكر را تزويج نمودم ! و آخر الامر خاك زمين آرامگاه من شد و سنگ بالين من گشت و مارها و حشرات همسايگان من شدند ، پس هر كس مرا مىنگرد هرگز به دنيا مغرور نشود . داود از آن محل گذشت تا به قبر اورياء رسيد ، او را صدا زد ، اورياء پاسخى نداد ، مجددا صدا زد جوابى نشنيد ، بار سوّم اورياء گفت : چه مىگويى ، اى پيامبر خدا ، مرا از شادمانى و سرور و لذّتم در جوار ملائك باز داشتى ، داود گفت : اى اورياء مرا ببخش ، آنگاه خداوند به او وحى كرد ، خطاى خود را براى اورياء بازگو كن ، داود ماجرا را كاملا باز گفت ، اورياء گفت : آيا پيامبران چنين كارى مىكنند ؟ و ديگر جواب داود را نداد ، داود با گريه و زارى به زمين افتاد ، خداوند به ملك موكّل بهشت وحى كرد ، حجابها را از چشم اورياء بردارد و او چنين كرد ، اورياء گفت : اين مقامات بهشتى از آن كيست ؟ مالك بهشت گفت : اينها از آن كسى است كه داود را ببخشد ، آن وقت اورياء گفت : پروردگارا من خطاى داود را بخشيدم ، سپس داود به سوى بنى اسرائيل بازگشت و از آن پس وزير او هر وقت به نماز مىايستاد بعد از نماز همه انبياء را نام مىبرد و بر آنها درود مىفرستاد ، سپس داود را نام برده و ماجراى خطيئه او و توبه وى را بيان مىكرد . داود اندوهگين شد ، خداى عزّ و جلّ به او وحى نمود : اى داود من خطاى تو را بخشيدم و ننگ خطيئهء تو را براى بنى اسرائيل قرار دادم ، داود گفت : خدايا چطور چنين چيزى ممكن است و حال آنكه تو پادشاهى و حاكمى هستى كه هرگز جور و ستم نمىكنى ، خطاب رسيد : به جهت اينكه آنها با ناسپاسى و حقّ ناشناسى با تو مقابله كردند .