السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

464

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

هر سال در روز عرفه در عرفات حاضر مىشوند ، ( وهب ) ذكر كرده است كه الياس همان ذو الكفل است ، بعضى هم گفته‌اند او همان خضر ( ع ) است . در ( الكافى ) از امام صادق ( ع ) نقل شده : رسول خدا ( ص ) فرمود : بر شما باد كه از كرفس استفاده كنيد ، چون كرفس غذاى الياس و يسع و يوشع عليهم السلام بوده است . در همان كتاب از امام صادق ( ع ) نقل شده : روزى پدرم پيرامون كعبه در حال طواف بودند ، ناگهان مردى را ديديم كه صورت خود را با عمامه پوشانده بود ، وقتى هفت دور طواف او تمام شد ، به همراه ما وارد منزلى در كنار كوه صفا شد و ما سه نفر بوديم ، او گفت : آفرين بر شما ، اى پسر رسول خدا ، اگر مىخواهيد شما مرا آگاه كنيد و اگر مىخواهيد من براى شما بگويم ، پدرم فرمود : شما بگوييد ، او گفت : بعضى افراد هستند كه علوم مختلفى را در قلب خود دارند كه يكى از آنها با ديگرى مخالفت دارد ، امّا علوم الهى همه با هم توافق دارند ، مرا از علمى خبر دهيد كه اختلافى در نحوهء فراگيرى آن نباشد ، پدرم فرمود : همه علوم در نزد خداى سبحان است كه او به اذن خود آن را به انبياء و اوصياء افاضه مىكند ، او در همان لحظه عمامه و روبند خود را گشود و روى او چون ماه تابان درخشيد و گفت : آرى علمى كه در آن اختلاف نيست در نزد اوصياء است ، امّا چگونه آن را تعليم مىدهند ؟ پدرم فرمود : همانطور كه رسول خدا آن را تعليم مىداد ، جز اينكه اوصياء نمىتوانند آنچه را رسول خدا مىديد ، ببينند ، چون پيامبر نبى است و وصىّ محدّث است ، ( فقط صداى فرشتگان را مىشنود ) و به پيامبر وحى مىرسد ، امّا به وصىّ وحى نمىشود ، او گفت : راست گفتى ، اى پسر رسول خدا ، حال مرا بگو چرا علمى كه پيامبر دارد فقط براى او ظاهر است ، پدرم از تجاهل او تبسم نمود و فرمود : خداوند اراده نموده آن علم را نزد كسانى قرار دهد كه آنها را نسبت به ايمان به آن امتحان كرده است ، همانطور كه رسول خدا ( ص ) در برابر آزار و اذيّت قوم خود صبر نمود و پاسخ آنها را فقط به مقتضاى اوامر الهى مىداد ، و آنقدر كتمان و دعوت پنهانى نمود كه به او وحى شد : فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ [ 1 ] و به خدا قسم او اگر قبل از اين فرمان دعوت را علنى مىكرد ، مردم به او ايمان مىآوردند ، امّا او فقط طبق فرمان الهى عمل مىكرد و بيم

--> [ 1 ] سوره حجر ، آيه 94 .