السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

45

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

در اولاد او باقى ماند . و روايت شده كه آن حضرت فرمود : من به پدرم ابى عبد اللَّه ( ع ) عرضه داشتم چرا طواف هفت دور قرار داده شده ؟ فرمود : به جهت اينكه وقتى خداى متعال به ملائكه فرمود : من در زمين خليفه‌اى قرار مىدهم ، آنها در جواب گفتند : آيا مىخواهى كسى را در زمين قرار دهى كه در آن فساد مىكند در اين هنگام آنها كه از نور خداوند در حجاب نبودند ، در حجاب واقع شدند و اين حجاب هفت هزار سال به طول انجاميد ، آنگاه ايشان هفت هزار سال به عرش پناه بردند تا خداوند توبهء آنان را پذيرفت و براى آنان بيت المعمور را در آسمان چهارم و خانهء كعبه را در زير آن بر روى زمين قرار داد ، پس طواف هفت دور بر بندگان واجب شد هر شوط از طواف مطابق هزار سال ، و از ابى عبد اللَّه ( ع ) نقل شده كه فرمود : پرنده‌اى كوچك كه به آن وركاك يا صرد مىگويند ، آدم ( ع ) را از شهر سرانديب بسوى جدّه راهنمايى نمود و او اوّلين پرنده‌اى است كه به اذن خداى متعال نقش راهنما را ايفا كرد . امير المؤمنين ( ع ) از رسول خدا ( ص ) سؤال نمود ، چگونه است كه بعضى درختان بار و ميوه دارند و بعضى ديگر ندارند ؟ آن حضرت فرمود : هر گاه كه آدم ( ع ) خداوند را تسبيح مىنمود براى او در دنيا درخت ميوه‌اى پديد مىآمد و هر گاه حوّا خداوند را تسبيح مىكرد براى او در دنيا درخت بدون ميوه‌اى پديد مىآمد ، و نيز پرسش نمود ، چرا خداوند ( جو ) را خلق نمود و پيامبر ( ص ) در پاسخ فرمود : خداوند آدم ( ع ) را به زراعت امر فرمود و به او گفت : از هر چه مىخواهى كشت كن ، آن وقت جبرئيل مشتى گندم براى او آورد ، پس آدم مشتى از آن و حوّا نيز مشتى ديگر بر گرفتند و آدم به حوّا گفت : تو دانه را نكار ، امّا او نپذيرفت و هر چه آدم كاشته بود گندم به بار آورد و هر چه حوّا كشت نموده بود ، جو به بار آورد . راوى مطمئن على بن ابراهيم با اسناد به ابى جعفر ( ع ) در باره قول خداى متعال كه فرمود : ( به تحقيق با آدم از قبل پيمان بستيم ، آنگاه فراموش كرد و ما عزمى در او نيافتيم [ 1 ] ) مىفرمايد : عهد آدم ( ع ) در بارهء محمد ( ص ) و ائمه بعد از او صلوات اللَّه عليهم بود ، سپس او آن را ترك و فراموش نمود و عزم محكمى در باره آنان و

--> [ 1 ] سوره طه ، آيه 115 .