السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

413

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

در بارهء اين روايت مىگوئيم : مطابق فرموده قرآن كريم كانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى [ 1 ] قارون خويشاوند موسى بود ، گفته شده پسر عمّ قارون داماد ابن فاهث بوده و ابن فاهث همان موسى بن عمران بن فاهث است ، بعضى هم گفته‌اند : قارون پسر خاله موسى بوده است ، اين مطلب از امام صادق ( ع ) نقل شده است . بعضى هم گفته‌اند : او عموى موسى ( ع ) بوده است . امّا در بارهء گفتار قارون كه مىگويد : ( إِنَّما أُوتِيتُهُ عَلى عِلْمٍ ، من اين ثروت راى از علم خود كسب كرده‌ام ) بايد گفت : منظور او اين بود كه از نظر جاه و مال برترين مردم است و مراد او از علم ، علم تورات يا علم تجارت و كسب بوده و بعضى هم آن علم را ، علم شناخت گنجهاى يوسف ( ع ) دانسته‌اند . لذا از امام صادق ( ع ) در روايتى در بارهء يونس ( ع ) آمده است ، آن ماهى كه يونس را بلعيده بود وارد درياى قلزم ، درياى مصر ، درياى طبرستان و دجلهء عوراء شد ، سپس از آنجا به زير زمين رفت و قارون را ملاقات كرد ، قارون در زمان موسى ( ع ) هلاك شده بود و خداوند ملكى را موكّل او نموده بود كه هر روز او را به اندازه قامتش در زمين فرو مىبرد ، در همان حال يونس در شكم ماهى مشغول استغفار و تسبيح پروردگار بود ، قارون صداى او را شنيد و به فرشتهء نگهبان خود گفت : قدرى به من مهلت بده ، من صداى آدمى را مىشنوم ، خداوند به فرشته وحى نمود : به او مهلت بده ، سپس قارون فرياد بر آورد ، تو كيستى ؟ يونس گفت : من بنده گنه‌كار و خاطى يونس بن متى هستم ، قارون گفت : خداوند شديد الغضب با موسى بن عمران برادر كلثوم كه به نام من بود ، چه كرد ؟ يونس گفت : افسوس دير زمانيست كه وفات يافته ، قارون گفت : خداوند بخشنده و آمرزنده با قوم هارون بن عمران چه كرد ؟ يونس گفت : همگى از دنيا رفته‌اند ، قارون گفت : كلثوم دختر عمران كه به نام من بود ( همسر من بود ) چه شد ؟ يونس گفت : افسوس همگى به ديار باقى شتافته‌اند و هيچ كس از آل عمران باقى نمانده ، قارون گفت : اى افسوس بر آل عمران و سپس حمد و سپاس پروردگار را بجاى آورد ، به جهت اين شكر و سپاس خداوند فرشتهء موكّل او را فرمان داد تا عذاب دنيايى او را بردارد و چنين شد .

--> [ 1 ] سوره قصص ، آيه 76 .