السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

403

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

برادر خود را چون خود پنداشته و او را برادر و شريك خود دانسته و قصد توهين يا بىاحترامى نسبت به او را نداشته ، امّا منع هارون از او ، از بيم آن بوده كه بنى اسرائيل بپندارند موسى قصد عتاب و سرزنش هارون را داشته و قصد هارون از منع برادر آرام كردن او بوده نه نهى او ، و به قول شيخ صدوق هيچ عمل قبيح و معصيتى از هيچ كدام از آنها صادر نشده و اگر هم شائبه‌اى وجود داشته باشد بايد آن را از باب ترك اولى دانست ، چون ادلّهء قاطع بر عصمت آن دو دلالت مىكند . روايت شده كه موسى ( ع ) وقتى به سوى قوم خود بازگشت و آنها را مبتلا به گوساله‌پرستى ديد به ايشان گفت : ( اى قوم شما به نفس خود ستم كرديد ، پس بسوى خالق خود باز گرديد و يك ديگر را بكشيد [ 1 ] ) ، آنها گفتند : چگونه يك ديگر را بكشيم ؟ موسى فرمود : فردا همه شما در كنار بيت المقدّس اجتماع كنيد و هر يك ، يك شمشير يا كارد با خود بياوريد ، وقتى من از منبر بنى اسرائيل بالا رفتم هر يك صورت خود را بپوشانيد و با يك ديگر نزاع و مقاتله كنيد ، پس روز بعد هفتاد هزار از مردانى كه گوساله‌پرستى كرده بودند در كنار بيت المقدس اجتماع نمودند ، وقتى كه موسى بر آنها وارد شد و از منبر بالا رفت ، آنها با يك ديگر درگير شدند ، در همان لحظه جبرئيل نازل شد و گفت : اى موسى به آنان بگو ، حكم قتل از ميان شما برداشته شد و خداوند شما را آمرزيد ، گفته‌اند در اثر اين نزاع ده هزار نفر كشته شدند تا آيهء پذيرش توبه نازل شد ، ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ عِنْدَ بارِئِكُمْ فَتابَ عَلَيْكُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ [ 2 ] . ( بصائر الدرجات ) با اسناد به سرير مىنويسد : من در نزد امام باقر ( ع ) بودم مردى از اهل يمن بر ما وارد شد ، امام ( ع ) از او پرسيدند : آيا تو فلان خانه را مىشناسى ؟ عرض كرد : بلى آنجا را ديده‌ام ، امام ( ع ) فرمودند : آيا فلان صخره را در فلان موقعيّت مىشناسى ؟ عرض كرد : بلى آنجا را ديده‌ام ، پس از رفتن او امام باقر ( ع ) فرمود : اى ابا فضل اين صخره همان سنگيست كه وقتى موسى عصبانى شد الواح تورات را بر آن فرو انداخت و آنچه از تورات كه ساقط شد اين سنگ آن را در برگرفت و در خود جاى داد ، وقتى كه خداوند رسول ديگرى فرستاد ، آنها را به او بازگرداند و اين الواح هم اكنون نزد ماست .

--> [ 1 ] سوره بقره ، آيه 54 . [ 2 ] سوره بقره ، آيه 54 .