السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
396
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
فصل ششم ( در بارهء نزول تورات ، درخواست رؤيت و گوسالهپرستى ) خداى متعال مىفرمايد : آن زمان كه با موسى چهل شب وعده نهاديم ، سپس شما گوساله را معبود گرفتيد در حالى كه ستمكار بوديد ، سپس ما از شما گذشتيم تا شايد شكر گزاريد و آن زمان كه به موسى كتاب و فرقان داديم تا شايد هدايت شويد ، و آن زمان كه موسى به قومش گفت : اى قوم من ، همانا شما با گوسالهپرستى به نفس خود ستم كرديد ، پس اينك به سوى خالق خود بازگرديد و به عقوبت آن يك ديگر را بكشيد ، اين در نزد خالقتان براى شما بهتر است ، پس او توبه شما را مىپذيرد ، همانا او توبه پذير و مهربان است [ 1 ] ) . ( علل الشرائع ) و ( عيون الاخبار ) نقل مىكنند : مردى شامى از امير المؤمنين ( ع ) پرسش نمود كه چرا گاو همواره سر خود را پايين نگه مىدارد و سر خود را به آسمان بلند نمىكند ؟ فرمود : به جهت شرم و حيايى كه از خداى عزّ و جلّ دارد ، از اينكه قوم موسى او را عبادت كردند ، همواره سر خود را پايين نگه مىدارد و ( انس ) از رسول خدا ( ص ) نقل مىكند كه فرمود : گاو را گرامى بداريد ، چون او سيّد همه چهارپايان است و به جهت حياء از خداى متعال ، پس از گوسالهپرستى قوم موسى ، هرگز سر خود را بالا نمىكند . تفسير ( على بن ابراهيم ) در خصوص اين آيه فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ . . . . [ 2 ] مىنويسد : خداوند قوم موسى را بعد از رفتن او به مناجات و وعدهگاه امتحان و آزمايش نمود و سامرى آنها را بوسيله گوسالهاى فريب داد و علّت اين امر اين بود كه موسى ( ع ) به سبب وعدهاى كه خداوند در بارهء نزول تورات و الواح با او نموده بود ، قرار شد سى روز به كوه طور برود و او اين مطلب را به بنى اسرائيل خبر داد و به ميقات پروردگار خود رفت و هارون را جانشين خود در ميان قوم قرار داد ، امّا وقتى سى روز گذشت و موسى بازنگشت ، نافرمانى كردند و تصميم گرفتند هارون را بكشند و گفتند : موسى به ما دروغ گفت و از نزد ما گريخت ، آنگاه ابليس به صورت مردى به نزد آنها آمد و به آنان گفت : موسى از دست شما گريخته و هرگز به نزد شما باز نمىگردد ،
--> [ 1 ] سوره بقره ، آيه 54 - 51 . [ 2 ] سوره طه ، آيه 85 .